آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

خوش خبری...

یک غم خاصی هست که منصور از مردن مارلون براندو احساس می کنه.  یک اندوه تلخی هم هست که من از چیزهای بی اهمیت دچارش می شم. دیروز یک روسپی چهارده ساله دیدم و پریروز شنیدم ایدزی های کرمانشاه به دلیل مداوای غلط دچار سل مزمن شده اند. شب اخبار گفت یک وانت در سیستان چپ کرده و ۳۲۰ کیلو ( ؟) مواد مخدری که بارش بوده (بارش بوده-جاسازی نشده بوده) کشف شده و مردم تهران یک گداخانه دیگه رو هم آتیش زدن.

خدا را شکر٬ مدتی است روزنامه نمی خوانم٬ سایت های خبری هم که فیلتر شده اند. هوا سرد است و در تاکسی شالگردنها نمی گذارند مردم راحت حرف بزنند. شکر خدا٬ امروز تلویزیونمان سوخت و عینکم هم له شد. احساس خوشبختی و شادی دارم.

نظرات 3 + ارسال نظر
اورانیا دوشنبه 3 بهمن 1384 ساعت 02:22 ب.ظ http://ourania.blogsky.com

سبک خاصی داری. جملات کوتاهی که کنار هم گذاشتی قابل تامل و دقت هستند. از اون تیکه شال گردن خوشم اومد. :)

mah چهارشنبه 26 بهمن 1384 ساعت 12:02 ق.ظ

aliiiiye.....kash kasi bashe ke ina ro bekhoone o dar kone......

nima پنج‌شنبه 18 خرداد 1385 ساعت 11:22 ق.ظ

salam
man asheghe webloge slmam

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد