روزای آخر سال ، با همه شلوغی و کمبود وقتش ، فرصت خوبیه برای مرور گذشته و برنامه ریزی برای آینده. برای تصمیم گیری جهت بهتر شدن و زندگی بهتری داشتن. برای منم این روزا فرصتیه برای یادآوری کارائی که میخواستم انجام بدم ولی پشت گوش انداختمشون. امیدوارم سال جدید سال رسیدن به خوبی و شادی باشه.
باید همت کرد.
******************************
کنار سبو ، سبزه عید و سین های دیگر
چه می شد گرت بود سین سرودی ؟
که هفتاد سین ، گر تو را هست و آن نه
همان هیمه خشک پاری که بودی
کنار سبو سبزه عید و سین های دیگر
بدین عذر لنگت چه کوشی که گوئی :
سرود من اینجا ،
نسیمی است
که از بند رختی گذر میکند روی بامی
و می داند آنجا
در آن جامه ها هیچ جان و دلی نیست
که از نام و پیغام او شاد گردند ؛ و
آهسته مویی :
چه شعر و سرودی ؟ چه گفت و شنودی ؟
در آن سوی این هستی هیمه وار تو گیتی
بر آئین آئینه وارش
سروده است و بر نغمه خود فزوده است
چه هوهوی باران ، چه هیهای رودی .
ولی تو
همانی که پارینه بودی
نه شعری شکفتت
نه بر منظری تازه چشمی گشودی .
در این آبی آبی آفتابی
کنار سبو ، سبزه عید و سین های دیگر
چه می شد گرت بود سین سرودی ؟
<< محمدرضا شفیعی کدکنی >>
چه عجب افتخار دادید !
عید نوروز بر همه آتش جامی ها مبارک ..کسی که از قلم نیفتاد!؟ :)