به شایان
به خاطر ظرافت کلامش
در روز جشن وصالش
روزی که سرو
و
رود مقدس کنار هم
آزاد می شوند ز حسی به نام من
پیوند می خورند به مجرای سرنوشت
پرواز می کنند چو عنقا به یک بهشت
روزی که آشیانه سبب ساز بودن است
محصول هر ترانه ی
یک دل
سرودن است
روزی که مست مست و
خراب از شعف شوی
از دخمه جدایی و ماتم به در شوی
روزی که او سفیر نجات تو
هم آیتی ز همه نغمه های تو
آید ز مدح زمین عاری ات کند
سرشار مهر ز غم خالی ات کند
آن روز روز میلاد و زادن است
روز تولد روح دو باطن است
فرخنده باد سرا و صفایتان
آکنده باد ز عطرش وفایتان !
سلام
زیبا بود
نمی دونم قضیه چیه.ولی من هم به نوبه خودم تبریک میگم.