فکرش را بکنید یک عده از والیبالیستهای برزیلی برای شرکت در جام جهانی والیبال به ایران بیایند. بعد یک روز مانده به پایان مراسم، به دستور مربی خودشان بریزند توی خیابانهای تهران و شروع کنند فحش دادن به لبنان و فلسطین و چین!!!
خوب از نظر دیپلماتیک این کار به حدی عجیب و غریب است که فکر می کنیم یا برزیل با ما سر جنگ دارد و می خواهد علناً این مساله را اثبات کند یا عقلش را از دست داده و هیچ بویی از اصول دیپلماتیک نبرده است.
چی شد؟ قضیه یه کم آشنا بود؟! البته که بود! من دیروز از جایی رد می شدم و ردپای محوی از شعاری را روی دیوار دیدم که نوشته بود: (حج بدون برائت، حج نیست) و یکدفعه یاد آن روزها افتادم که به دلیل آشنا نبودنمان با اصول دیپلماتیک و شاید هم این تفکر که چون ما انقلاب کرده ایم، همه کشورهای مسلمان انقلابی شده اند، در موسم حج می ریختیم توی خیابانهای عربستان و شروع می کردیم به فحش و شعار علیه آمریکا و انگلیس و اسرائیل. بعد هم یک بار که عربستان گرفت تظاهر کنندگان را قلع و قمع کرد، به گوشه قبایمان برخورد و رفتیم توی قهر!
بعد چه شد؟ هنوز شعار حج بدون برائت را می توان دید و شنید اما دیگر کسی جدی اش نمی گیرد، در ایام حج چند نفری خواص از چادرها می روند بیرون و بر می گردند می گویند برائت کردیم. و همه لبخند تلخی می زنیم و به روی همدیگر نمی آوریم.
یک احساسی به من می گوید شعار (انرژی هسته ای، حق مسلم ماست) هم به این سرنوشت دچار می شود، فقط یک کمی گرانتر برایمان تمام می شود و دیرتر شعارش از دیوارها رنگ می بازد. حالا دیگر همه فهمیده ایم که از نظر دیپلماتیک کارمان چقدر اشتباه بوده و همه حاضریم تا به روی دولتمان نیاوریم و همان لبخند تلخ را بزنیم.
اما شاید دولتمردانمان باور نکنند که ما هم اشتباه دیپلماتیکمان را فهمیده ایم و هنوز توی رودربایسی به شعار انرژی هسته ای ادامه بدهند.
پی نوشت: راستی اون آقاهه کی بود که توی روسیه وصیت کرد یک راهی به خلیج فارس باز کنید؟ فکر کنم دارن موفق می شن. یادم باشه توی برگی از آینده، یک ماجرا راجع بهش بنویسم.
سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه ، وبلاگ خوبی دارید . خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم .