نام:
تشریفات ساده (A Pure Formality)مردی در یک شب طوفانی٬ خود را از میان جنگل به اداره پلیس می رساند. پلیس در مورد قتلی که در همان شب اتفاق افتاده٬ به او مشکوک شده و از او بازجویی می کند. بازپرس در خلال بازجویی متوجه می شود که او نویسنده ی معروف و مورد علاقه اش اونوف است و به همین دلیل از سخت گیری نسبت به او می کاهد. اونوف سعی می کند در یک فرصت مناسب فرار کند اما دوباره گرفتار می شود و بازجویی با شدت بیشتر ادامه پیدا می کند. اونوف همه چیز را تا یک ساعت قبل از جنایت به یاد دارد ولی در مورد جنایت فقط صحنه های مبهمی از ذهنش می گذرد. بازپرس به اونوف کمک می کند تا جنایت را به یاد بیاورد...
فیلم در ژانر جنایی٬ شروع می شود. جایی که بیننده با دیدن صحنه های مبهم و گذرا٬ درگیر جنایت انجام شده و چگونگی آن می گردد. با گذشت زمان شک ما -مانند بازپرس- به دروغ گویی اونوف بیشتر می شود(تناقض گویی اونوف٬ شستن خون از روی لباس در دستشویی اداره پلیس٬ فرار اونوف). اما ناگهان گونه ی فیلم تغییر کرده و در یک چهارم پایانی شاهد یک فیلم هنر/ ماوراء هستیم. اونوف خودکشی کرده و اداره پلیس برزخی است٬ برای یادآوری نحوه ی مرگ افراد و آماده سازی آنها برای مقصد بعدی.
بیشتر قوت فیلم٬ بر روی اجرای استادانه ی دیالوگهایی است که بین اونوف(ژرار دوپاردیو) و بازپرس(رومن پولانسکی) در جریان است. کارگردان(تورناتوره) بیشتر با فیلم های نئورئالیسم خود٬ شناخته شده است(مالنا٬ سینما پارادیزو) اما به خوبی از پس این فیلم چند گونه ای (رئالیسم / سورئالیسم) برآمده است. اگر از فیلم های حس ششم و دیگران لذت برده اید دیدن ای فیلم را از دست ندهید.
فیلم را دو بار دیدم و هر دوبار کلی لذت بردم. گویا فیلمنامه در اصل یک تئاتر بوده است. اما کارگردان به خوبی سینمایی اش کرده است.
چیزی که در خاطر من ماند یک نمای دوربین بود که از پشت کلیدهای ماشن تحریر!!!!!!! صورت تایپیست را می گرفت (و چقدر بجا و پر معنی استفاده شده بود)