خورخه لوئیس بورخس (Jorge Luis Borges)
بورخس درسال 1899 در آرژانتین به دنیا آمد و در سال 1986 درسوئیس درگذشت. او از خانوادهای مرفه و تحصیلکرده بود. پدرش استاد روانشناسی دانشگاه و وکیل دادگاه بود. بی تردید بورخس یکی از آغازگران ادبیات پستمدرن و مکتب رئالیسم جادویی آمریکای لاتین است. مکتبی که نویسندگانی چون گابریل گارسیا مارکز٬ یوسا٬ ... آنرا ادامه دادند. بورخس معتقد بود که ادبیات تصویر واقعیت نیست، بلکه کوششی جهت رضایت و کنجکاوی خواننده است. بورخس مدعی بود که آثار جان لاک، هابز، هیوم، برکلی، اسپینوزا، لایبنیتس را مطالعه کرده است. البته هیچ بعید نیست٬ کافی است داستانهای او را مطالعه کنید تا خود را غرق در یک کتابخانه بیابید. او از جوانی به ترجمهی آثار کافکا، فاکنر، آندره ژید و ویرجینیا ولف پرداخت. بورخس هنری جیمز، کنراد، آلن پو و کافکا را معلمان ادبی، و بودا، شوپنهاور و عطار را از معلمان فلسفی خود میدانست. بورخس تبحر عجیبی در دست انداختن خبرنگاران و نشریات داشت به طوری که حتی پس از مرگ او مقاله ای به چاپ رسید مبنی بر اینکه نویسنده ای به نام بورخس وجود خارجی ندارد و این داستانها متعلق به یک نویسنده ی گمنام است که خود را در پشت چهره ی این پیرمرد مخفی کرده؛ اما بعد مشخص شد که نویسنده ی این مقاله خود بورخس بوده!! که پس از مرگش به دست یکی از دوستانش به چاپ رسیده!!!
خواندن داستانهای کوتاه این نویسنده را با نام (کتابخانه بابل و ۲۳ داستان دیگر - ترجمه کاوه سید حسینی) به شما توصیه می کنم.
یاد بورخس و هزار توهایش به خیر. می گفت بدون آنکه ایتالیایی بلد باشد٬ کمدی الهی را خوانده و لذت برده است. عجبا.