در دهه های پیش، زمانی رسید که گمان می شد روزگار غزل به پایان رسیده و این چارچوب محدودتر از آن است که تغییر و پیشرفت را به خود راه دهد اما غزل معاصر و غزل مدرن نشان داد که اگر محدودیتی هست، نه در قالب که در ذهن شاعر است.
در غزل معاصر فضا یک دست شده و محور طولی قوی، شعر را از حالت تک بیتی جدا کرده است. تصاویر به شعر نیمایی نزدیک تر شده و دست شاعر را در چیدن عناصر شعر (میزانسن شعر) باز می گذارد. با مرور غزل های معاصر می توان فهمید که این قالب هنوز که هنوزه جای کار دارد. برای نمونه غزلی را از حسن روشان در زیر می آورم (به مصرعی که پرواز پرندگان را با وزن شعر به تصویر می کشد، دقت کنید: هفتاد و هفت، هفتصد و هفتاد و هفت، هفت ...)
یکشنبه صبح، قهوه ی تلخ و تراس و کوه، یکشنبه صبح،
نم
نم
اسفند
روی دشت
در آسمان، تراکم یک فرصت سپید، تکرار 7 بود که آهسته می گذشت
7 777 77
777 77
7
تکرار بی نهایت این قیچی سپید، هاشور تیره ای زده در نخ نمای دشت
جنگل، نمای مه زده اش را وسط کشید، جنگل جدال قیچی اعداد بود و مه
سیّال غمگنانه ی یک بختک سیاه، بر شانه های شرجی اسفند، گشت و گشت-
در ناگهان ممتد یک شیهه ی زمخت، باروت و سرب داغ، فضا را مچاله کرد
تالاب، در هجوم غژاغیژ غوک ها، سرّید در سکوت زمین، لحظه ای پلشت
از آسمان، مدام ِ وزیدن گرفته بود، بارانی از
تراواش
قیچی،
رسوب
پر ...
8 888 88
888 88
8
شاعر نشست، قافیه ها را ردیف کرد، پایان بیت آخر، امضاء ... (نقطه چین)
خانم به خانه آمد، ]یک 8 در سبد[؛ شاعر، کباب قیچی، باران، غروب رشت ...
دوست عزیز سلام
از این که شعر بنده را در وبتان اورده اید بسیار سپاس گزارم از مطالب متنوع شما نیز لذت بردم بدرود