آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

نوستالژی کمیک گونه

یادم می آید بچه تر که بودم (که هنوز البته بزرگ نشده ام) در یک کتابخانه عمومی کهنه وسط یک پارک درندشت (واردش که می شدی رابینسون کروزوئه ای بودی برای خودت از فرط سر به فلک کشیدگی درختها و در هم پیچیدگی علفها) کتابی پیدا کردم به نام «قصه های من بابام». یک کتاب مصور (کمیک) که بدجور مرا جذب کرد٬ با پدری سبیلو و کچل و مهربان و با بچه ای ریزنقش و تخس و با مزه. کتاب را خواندم و داستان ها در لایه های دور خاطراتم ماند. دیروز خیلی تصادفی در Search گوگل عکسی دیدم بی نهایت آشنا و همه بوهای کتابهای پوسیده و علفهای تر آن کتابخانه و کاجهای بلند بالای پارک درندشت در مشامم پیچید...

قصه های من و بابام آلمانی است با عنوان Vater und sohn  (این سایت اصلی). نوشته Erich Ohser که به خاطر کشیدن کاریکاتور از هیتلر محکوم به اعدام شد اما قبلش خودش خودکشی کرد. او نقاشی های این کتاب را برای برقراری ارتباط با پسر خردسال و بی مادرش کشیده است. کتاب را در ایران ایرج جهانشاهی قاجار ترجمه می کند. البته ترجمه که چه عرض کنم! اساساً دلیلی که اریش ازر با تصویر کار می کرده این بوده که داستانگویی بلد نبود! به نقل از خبرگزاری میراث فرهنگی ایرج جهانشایی بر اساس نقاشیها، خودش دست به تدوین داستانها می زند. کمی از امانت داری به دور است اما آن وقتها به دل من و خیلی از بچه ها نشست.

نمونه هایی از داستانها را از http://www.jazirehdanesh.com/find.php?a=8.122.397.fa می توانید بخوانید.

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد