آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آخر کار

در اولین روز کار:

- چون در اداره میز اضافه ای برای من نبود، یک فوق دیپلم کامپیوتر را به اداره ی دیگر منتقل کردند تا میزش به من برسد.

- یک مودم Rockwell (از همان ها که اندازه ی در اتوبوس است) نصب کردم و چند تا کاغذ مچاله شده را از پرینتر Deskjet بیرون کشیدم.

- شب در اتاق یک مسافرخانه، به سختی جایی را پیدا کردم که در صورت افتادن پنکه ی سقفی، کمترین آسیب را ببینم و قبل از خواب فوق لیسانس هایی را شمردم که از روی میزم می پریدند.

- این کافی نت های شهر  غریب، از نوستالژی خفه ات می کند.

نظرات 3 + ارسال نظر
محسن یکشنبه 11 تیر 1385 ساعت 09:51 ب.ظ http://haman

where are you?

شایان دوشنبه 12 تیر 1385 ساعت 07:34 ق.ظ

راستی سوال من هم این است. کجایی؟ می خواهی صدا و سیمای کجا را متحول کنی؟ کجا روی آنتن می روی؟ چند کیلو اینترنت داری؟ اذان مغرب به افق کجا برنامه ات را قطع می کند؟

همیشه غایب سه‌شنبه 13 تیر 1385 ساعت 02:33 ق.ظ http://bedrood.persianblog.com

قربون دستت اگه اون پرینتر رو نمی خوای بفرست واسه ما ٬ آدرس که داری !!!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد