آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

صلاح الدین ایوبی

(سعی می کنم بی طرف باشم)

حالا که در ماه آگوست به سر می بریم و ایران بالاخره پاسخی به بسته پیشنهادی گروه ۵+۱ داده (البته هنوز معلوم نیست چی گفته) و مناقشه ها هم در اسرائیل و لبنان پایان موقتی گرفته چه خوبه کسی رو در تاریخ معرفی کنم که به طرز عجیبی با این روزها و وقایع پیوند داره:

صلاح الدین ایوبی از سرداران مسلمان در جنگهای صلیبی بود. در ایران عموماْ کردها و اهل تسنن طرفدار او هستند. گویا نژادش به مردم کرد می رسیده. نام او در جنگهای صلیبی همیشه در کنار ریچارد شیردل آورده می شود (رجوع کنید به داستانهای رابین هود و فیلم اخیر Kingdom of Heaven). وی موفق شد در ۲۲ ماه آگوست سال ۱۱۸۷ میلادی بیت المقدس را تسخیر کند (برای همین می گویم یک جورهایی بین جواب بسته پیشنهادی و نبرد بین حزب الله و اسرائیل و این بابا ربطهایی می بینم)

از طرف دیگر کسانی که به شیخ شهاب الدین سهروردی عشق می ورزند از این صلاح الدین دل خوشی ندارند. گویا وی بنا به برخی ملاحظات سیاسی دستور قتل شیخ اشراق را داده است (البته به تقاضای علمای اسلام در همان وقت!!!)

در انگلیسی ایشان را Saladin سالادین صدا می زنند و عجیب است که به نظر نمی آید کینه ای هم از او به دل داشته باشند (البته یکی از کتابهای ایتالو کالوینو را که می خواندم یک بد و بیراهی به او گفته بود ولی دقیقاً یادم نیست کدام کتاب بود و چه گفته بود.)

برای تحقیق بیشتر این لینکها را پیشنهاد می کنم:

صلاح الدین ایوبی در ویکی پدیا به زبان فارسی و انگلیسی
ارتباط حاکمان آل ارتق و صلاح الدین در دایره المعارف بزرگ اسلامی
یک مطلب جالب در باره تاریخچه مناقشات بیت المقدس از وبلاگ الفبا
تاریخچه جنگهای صلیبی در ویکی پدیا به فارسی و انگلیسی
سایت فیلم Kingdom of Heaven به کارگردانی ریدلی اسکات (منصور منتظر یاری سبزت هستیم!)

پرسش فلسفی: چرا اکثر سایتهای فارسی که راجع به این باباست فیل ترند؟؟؟

نظرات 1 + ارسال نظر
آتنا چهارشنبه 1 شهریور 1385 ساعت 10:17 ق.ظ http://www.partenon.blogsky.com

دوست خوبم سلام:
خاک در اندیشه ی باران نبود هیچ نشانی ز بهاران نبود بال و پر چلچله ها خسته بود پنجره ی باغ خدا بسته بود شب چه شبی بود! شکوه آفرین چشم به راه تو زمان و زمین شهر اگر تیره و تاریک بود لحظه ی لبخند تو نزدیک بود تا تو فرود امدی از اوج نور روح زمین تازه شد از موج نور از نفس گرم تو گل جان گرفت باغ طراوت سرو سامان گرفت سبز شد از لطف تو صحرا و دشت قافله ی چلچه ها باز گشت آمدی و زمزمه آغاز شد روزنه ای روبه خدا باز شد امدی و نوبت فردا رسید فصل شکوفایی کلها رسید
منتظر قدمهای سبزتون هستم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد