خیلی وقت پیش که زیاد به سایت سیسکو سر می زدم، مجله ای را مشترک شدم به نام IQ که به صورت فصل نامه منتشر و با ایمیل برای مشترک ها ارسال می شد. بعد از یک مدت که دوران سیسکو بازی سر آمد، هر بار این مجله را توی ایمیلم می دیدم بی خیال می شدم و حذفش می کردم. جدا از بحث علاقه، آخه کی حال داره ساعتها به مونیتور خیره بشه و نثر عجیب و غریب مجله ای رو بخونه؟
در همون اوقات سیسکو تلفنهایی رو به بازار عرضه کرد که به اسم IP Phone معروف بودند. یعنی تلفنهایی که به جای خطوط مخابراتی معمولی، از یه شبکه IP برای انتقال صوت استفاده می کردند. اما ما هرچی که از هرکی پرسیدیم خوب که چی؟ این تلفنهای مگه چی اضافه دارند؟ خوب خیلی های دیگه هم همچین محصولاتی دارند، تازه ارزونتر، چیزی دستگیرمون نشد که نشد. البته تلفنها واقعاً شکیل بودند اما آدم عاقل می یاد فقط برای قیافه کلی پول بده؟
ما اون موقع فکر کردیم این تلفنها یه چیز تفننی از سیسکو هستند و سیسکو به زودی بر می گرده سر و سراغ روترها و بیسیم و کارهای قبلیش. اما اینطور نشد! سیسکو بدجور گیر داده بود به این تلفنها و مدام تبلیغ می کرد.
چند روز پیش اما، پست بسته ای رو برام آورد که وقتی بازش کردم، شاخ در آوردم، نسخه چاپی از مجله IQ!! این جانورها به صورت مجانی یک نسخه از آخرین شماره را برای من فرستاده بودند!!! (اولین نتیجه ای که گرفتم: قبلاً هم می فرستادند، توی پست گم می شده!) بعد نشستم و با ولع شروع به خواندش کردم. تعجب نکردم که هنوز کلی حرف و حدیث از IP Phoneها داشت.
و بالاخره با خواندن مقاله هایی از کسانی که کسب و کارشان را با این تلفنها رونق بخشیده بودند، متوجه ارزش بالای چنین دستگاهی شدم. می خواهید بدانید؟ یه بار دیگه یه اون صفحه نمایش گنده تلفن و کلی کلید مختلف اطرافش نگاه کنید... می شه برنامه هایی نوشت که روی این تلفنها اجرا بشن! همگی تحت شبکه و به راحتی از طریق یک محیط Client/Server! یک محیط WAP مانند اما با امکانات و سرعت فوق العاده بالاتر! (صفحه نمایش Touch Screen هم دارن) مثلاً برنامه ای که برای یک ساندویچ فروشی زنجیره ای نوشته بودند رو می شه مثال زد:
مدیر با همون کلیدها Sign in می کنه، شیفتها رو تنظیم می کنه، تماس فوری با هر کدوم از شعبه هاش می گیره، پیامهای متنی منتقل می کنه و... تازه! مدیره می گفت که اصلاً از کامپیوتر و تکنولوژی و اینجور چیزها هم سر در نمی یاره!!!
عجالتاً که بنده کار و زندگی ام رو کنار گذاشتم، رفتم سراغ برنامه نویسی برای IP Phoneهای سیسکو. اگر عمری باقی موند نتایج تحقیقاتم رو به یه صورتی منتشر می کنم. الان که از شدت کف کردگی مریض شدم. اجالتاً هم در نظر داشته باشید این کتاب را (باید ۸۰ هزار تومن برای غیر افستش بسلفم) و اگر جایی دیدیش من رو خبر کنید. ممنون!
Developing Cisco IP Phone Services: A Cisco AVVID Solution
ISBN: 1-58705-060-9
اواخر امرداد ماه٬ مایکل بارکر (از مدیران کمپانی فیلم سازی سونی پیکچرز) در نامه ای که خطاب به مسئولان سینمایی کشور نوشته بود٬ آمادگی خود را در حمایت از فیلم آفساید (جعفر پناهی) در اسکار ۲۰۰۷ اعلام کرده و درخواست کرده بود مقدمات لازم برای شرکت این فیلم در اسکار فراهم گردد. [فیلم هایی حق شرکت در اسکار را دارند که حداقل یک هفته در کشورشان به نمایش عمومی گذاشته شوند] البته فکر می کنم آقای بارکر از نحوه ی ساخت این فیلم در ایران خبر نداشته وگر نه قید اکران عمومی آن در ایران و شرکت در اسکار را می زد!!
فیلم آفساید داستان تلاش شش دختر برای ورود به استادیوم آزادی (در بازی ایران-بحرین) را نشان می دهد. دخترها بعد از ورود به ورزشگاه (با تغییر چهره) دستگیر می شوند و بازی ایران را از دست می دهند. [از صحنه های زیبای فیلم: التماس دختر به سرباز انتظامی برای دیدن بازی از پشت میله های بازداشتگاه - شادی دخترها از برد ایران در حالی که با ماشین انتظامی به سمت پاسگاه می روند]
بعد از فیلم طلای سرخ٬ به پناهی گفته بودند که اگر فیلم را زیر ممیزی ببرد شاید بعد از یک سال به او اجازه ی فیلم سازی بدهند!! اما به گفته ی خودش نمی توانست فرصت بازی ایران-بحرین را از دست بدهد و مجبور شد کلک بزند. یعنی رفت با یک فیلمنامه قلابی و اسم یک نفر دیگر به عنوان کارگردان مجوز ساخت گرفت و فیلم اش را در حاشیه بازی ساخت٬ بدون اینکه از نتیجه بازی خبر داشته باشد ...
وقتی فیلم ساخته شد دیگر کار از کار گذشته بود و مدیران سینمایی کشور نتوانستند از شرکت آن در جشنواره ها جلوگیری کنند؛ اما اسکار فرق می کند. یک هفته اکران فیلم در ایران؟! بعید می دانم.
بیایید همگی خالصانه دست به دعا برداریم و از صمیم قلب دعا کنیم که
«گرگه (کایوت) بتونه میگ میگ (رود رانر) رو بگیره»!!!!
ما مخلوقات بی اهمیتی بر روی سیاره ای کوچک
از یک خورشید متوسط
در حومه های بیرونی
یکی از یکصد میلیارد کهکشان هستیم !
از این رو به سختی می توان به خداوندی باور داشت
که چندان در فکر ما یا حتی متوجه وجود ما باشد !
استیون و . هاوکینگ
تاریخچه زمان
این که مجلسی ها با طرح رسیدگی به دارائی های مقامات مخالفت کرده اند یک نتیجه بیشتر ندارد ؛ احتمالا آقایان هم جزء مقامات هستند و خب حتما می ترسند که از خودشان هم بازپرسی شود و ریگی از ته کفش آقایان بر روی فرشهای مخملین و ابرشمین نازنازی منازلشان بیفتد و خدای ناکرده آن ریگ از جوی آبی نجس منتقل شده باشد و خونه وزندگی آنها را نجس کند. احتمالا دلشان به حال کلفتهای خانه هایشان هم سوخته است که بیچاره ها از بس باید ریگ نجس جمع کنند بالاخره خسته بشوند و بروند به آمار بیکارهای جامعه افزوده شوند! شاید هم می ترسند روی نشسته و پف کرده آقازاده ها و خانم زاده هایشان را خبرنگاران و بازپرسان ببینند و آبرویشان برود. آخر آقازاده ها و خانم زاده ها معمولا شب ها تا صبح بیدارندو... . ای کاش این طرح تصویب می شد و ما به جای یک شهرام جزایری جزایری از جزایری ها داشتیم و حال می کردیم ومی خندیدیم! *
؛به نقل از هفته نامه پیام قم؛
* اخیرا یک وکیل دادگستری بنام احمدی، که شاید در آینده نزدیک به خاطر همین اظهار نظرش در مصاحبه با خبرگزاری دانشجوئی ایسنا به جمع وکلای محروم از وکالت بپیوندد، درباره اصل 142 قانون اساسی گفت:
«اصل 142 قانون اساسی (که مربوط به رسیدگی به دارایی مسئولان نظام است) آییننامهی مستقلی ندارد و از جمله اصولی است که نحوهی رسیدگی آن مشخص نیست؛ هرچند که طبق این اصل مقامات باید دارایی و میزان اموال خود را بیان کنند و در صورت اثبات خلاف ادعاهایشان قابل تعقیب قضائیاند.»
در جمهوری اسلامی یگانه روحانی که گزارش مالی خود را به مقامات قضائی تسلیم کرد آیتالله خمینی بود، که پس از درگذشت او نیز دارائیاش اعلام شد.