آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

پیرمرد

پیرمرد بساطش رو تو دهنه بازار پهن کرده بود. چهار پنج قلم جنس می فروخت : جوراب  و زیر پیراهن و لیف و کیسه حمام .

تا اینجاش عادی بود . نکته غیرعادی ، چشمای پیرمرد بود.

بهش گفتم : لیفها چند؟  گفت : یکی چارصد.  گفتم : یه دونه بر میدارم .

یه هزاری بهش دادم وگفتم : این هزار تومنه  -  خودش که نمی دید -  

از جیب پیرهنش یه صدی درآورد. پرسید: این صد تومنه ؟ گفتم : آره.

یه پونصدی هم از جیب شلوارش درآورد. باز پرسید : اینم پونصده ؟ گفتم : آره.

نظرات 9 + ارسال نظر
جاوید-مرد آبی چهارشنبه 30 خرداد 1386 ساعت 07:58 ب.ظ http://www.abiclick.blogsky.com

سلام عزیز
خوبی؟
وبلاگ قشنگی داری خیلی قشنگ
اگه وقت کردی بمام سر بزن
خوشحال میشم اسم قشنگتو بین نظرا ببینم
فعلا بای
بازم میام

علیرضا چهارشنبه 30 خرداد 1386 ساعت 08:07 ب.ظ http://moghtader.blogsky

سلام
جالبه موفق باشی

ستاره پنج‌شنبه 31 خرداد 1386 ساعت 08:15 ق.ظ http://ghopiter.persianblog.com

آرزوی موفقیت دارم برای همتون

جودی آبوت پنج‌شنبه 31 خرداد 1386 ساعت 07:13 ب.ظ http://www.weblog.zendehrood.com/jutyabbutt

سلام
من یک خواهشی دارم از شما.
شما در وبلاگتون در آذر ماه نوشته بودین که ۲۵ قسمت از جودی رو دانلود کردین.
من مس خواستم ببینم امکانش هست که اون ۲۵ قسمت و اگر بیشتر هم هست.. هر چی هست رو یه جوری به من بدین؟ من ساکن اصفهان هستمو اگر همشهری باشیم که راحته.... لطفا به وبلاگ من سر بزنید و یا ایمیل بزنید و نتیجه رو به من بگین..
ممنون. موفق باشید....

جودی آبوت پنج‌شنبه 31 خرداد 1386 ساعت 07:18 ب.ظ http://www.weblog.zendehrood.com/judyabbutt

ببخشید. آدرش وبلاگم اشتباه شده بود.
راستی.. این نوشته که نوشتین جالب بود ولی نفهمیدم منطورتون چیه !!
.
موفق باشید..

همیشه غایب جمعه 1 تیر 1386 ساعت 03:38 ق.ظ http://bedrood.persianblog.com

اونم ظایع کردی ؟ خدایی چند تومنی بهش دادی ؟

mesgiro شنبه 2 تیر 1386 ساعت 01:51 ق.ظ http://mesgiro.blogsky.com

سلام
حالا ولش کن این حرف ها رو. جوراب جفتی چند؟
کجا بودش حالا .ما هم میگیم هزاری بود.

شایان شنبه 2 تیر 1386 ساعت 10:01 ق.ظ

در پاسخ به جودی> من 40 قسمت رو کامل دارم. روی دو تا دی وی دی ولی نمی دونم چطوری منتشرش کنم
در پاسخ به محسن> احتمالاً کور باطن هم بوده وگرنه از مشتری نوع اسکناس ها را نمی پرسید
در پاسخ به خودم> کجایی پسر؟

منصور شنبه 2 تیر 1386 ساعت 09:27 ب.ظ

شایان ---> چه عجب؟ مگر خدایان بر تو خشم آورده اند که دیگر نمی نویسی؟ بهت نمیاد درگیر زندگی شده باشی! اگه مشغول کار جدیدی هستی٬ می دونی که من پام.
پرسپولیس رو هم هنوز به دستم نرسیده ...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد