مرحوم مغفور لئوناردو داوینچی به کمک یکی از عادتهای خوبش تأثیر بزرگی بر تاریخ شناسی دوران خودش گذاشت. ایشان در طول دوران زندگی، تمام مخارج روزانه را یک به یک و با دقت در دفتری ثبت می کردند. در نتیجه الان تاریخ شناسان می توانند با اطمینان صد در صد بگویند روش زندگی مردم آن دوران و خورد و خوراک و پوشش هایشان چه بوده و مثلاً یک من ماست چقدر کره داشته و چند تومان(!) بوده است.
مرحومان مغفوران پدران خدا بیامرزان ما در دوران هخامنشی هم همین کار را کرده اند و روی گل ثبت کرده اند که به فلانی چقدر حقوق دادیم و فلانی چه کار کرد و فلان زن باردار چه خورد و بعد که این گلها در کاخ ها گذاشته شد، عدو سبب خیر گشت و در آتش سوزی های اسکندری اسناد پخته شدند و ماندند تا به امروز که تاریخ شناسان توانستند بگویند ماست پر چرب هخامنشی چقدر تومان کره می داشته.
بر همین روال این بنده بی مقدار تصمیم گرفتم که از ابتدای زندگی زناشویی تمام مخارج را روزانه بنویسم تا بشود بار مسئولیت زندگی مشترک را بر اساس اعداد و ارقام ریاضی و پیش بینی های آماری و علمی حمل کرد و کتره ای به آب نزد. تازه چه بسا این ارقام به آیندگان رسید و کلی هم آنها کیفور شدند (وسعت نظر را حال می کنید جان من!)
اما! چشمتان روز بد نبیند! دیروز تصمیم گرفتم بر اساس همین ارقام میزان تورم را با مقایسه دو ماه مشابه (مرداد) در امسال و سال گذشته به دست بیاورم. قریب به هفتاد بار محاسبه کردم. به فرمول شک کردم. محتویات سبد خانوار را کم و زیاد کردم ولی نتیجه همان بود که بود!
در نتیجه محاسبات به رقم باور نکردنی تورم 40 درصد رسیدم!!! که البته با تقریب خوبی همان 14 درصد بانک مرکزی خودمان می شود!!
به قول یه آقاهه: نفت نخواستیم. سفره مان را پس بدهید!
پی نوشت: البته فراموش نکنیم که امسال دو بار جهش قیمت داشتیم. یکی مطابق معمول در اول سال، یکی هم بعد از سهمیه بندی بنزین!!!
از احمدی نژاد پرسیدند : جوونیات ورزش هم میکردی؟ گفت : آره ، حالتر ( هالتر : halter ) میزدم. پرسیدند : الآن چی ؟ فرمود : الآن حال ندارم ، فقط تر میزنم.
شاد باشی.
سفره را کی پس می دهند؟
شکلک هم که ندارد. خودت شکلک خنده را تصور کن