آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

توت فرنگی های وحشی

این روزها سینمای جهان دو نفر از کارگردان های بزرگ خود را از دست داده است. مرگ میکل آنجلو آنتونیونی تنها دو روز پس از شنیدن خبر مرگ اینگمار برگمان، شوک وارد شده بر سینما را تکمیل کرد.

آنتونیونی سینماگری فیلسوف بود که در اوج شکوفایی نئورئالیسم ایتالیا، مدرنیته را با آثارش به سینما تقدیم کرد. معروفترین اثر او به نام آگراندیسمان (Blow-up) در مورد عکاسی است که متوجه می شود چمن های پارک در عکسی که گرفته برجسته است و با بزرگنمایی عکس متوجه یک جنازه در محل می شود. اما وقتی به پارک بر می گردد اثری از جنازه نیست. هیچ کس حرف عکاس را در مورد قتلی که اتفاق افتاده باور نمی کند. فصل پایانی فیلم، عکاس به تماشای یک مسابقه تنیس می رود که بازیکنان با یک توپ خیالی در حال بازی هستند و تماشاگران با دقت تمام مسابقه را دنبال می کنند. وقتی توپ به بیرون پرتاب می شود، عکاس آن را بر می دارد و به داخل زمین می اندازد؛ او هم ناچار به این بازی خیالی تن می دهد.
نماهای طولانی آنتونیونی بیشتر به عکس شبیه هستند؛ عکس هایی که ما را وادار به دیدن جزئیات می کنند. مگر می توان پلان/سکانس پیچیده پایانی فیلم "حرفه، خبرنگار" را از یاد برد؛ جایی که دوربین از پنجره هتل به بیرون حرکت می کند و پس از چرخیدن در محوطه دوباره به داخل پنجره بر می گردد.

اینگمار برگمان را می توان شاعر سینما دانست. یک کارگردان مؤلف که در مورد مفاهیم کلی مانند مرگ، زندگی و انسان فیلم می ساخت. در فیلم "مهر هفتم" شوالیه برای به تاخیر انداختن مرگ خود به ناچار با مرگ شطرنج بازی می کند.
برگمان بارها گفت که علاقه ای به دیدن فیلم های خود ندارد و فیلم هایش او را نا امید می کند!

نظرات 1 + ارسال نظر
راد شنبه 13 مرداد 1386 ساعت 06:09 ق.ظ http://HALGHEH3.BLOGFA.COM

از آگراندیسمان آنتونیونی خوشم نیومد. مسافر (حرفه خبرنگار) قشنگ بود.

از برگمان هم مهر هفتم و نور زمستانی اش رو دوست دارم. بقیه اش حال نداد.

شاد باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد