آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آرزو

کاش می شد خاطر سخت ترا هم نرم کرد

با کلامی همنشین سایه ها را گرم کرد

کاش می شد در سکوت ممتد شبهای تار

بی فروغ آیینه مهتاب را دلگرم کرد

کاش می شد با سرود شعله های در سما

این پریشان خاطر افسرده را سرگرم کرد

کاش می شد در شب سرد زمستان وا نداد

یا قبای کهنه و پوسیده را از چرم کرد

کاش می شد ٬ کاش می شد ٬ نان نشد

دست خالی ؟ گردنش را جان پناه شرم کرد.

نظرات 1 + ارسال نظر

سلام
اگر مایلید در بحثهای ما شرکت کنید :
http://www.naghdeweblog.blogsky.com/

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد