آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

زخمه‌های ِ درد

کاش می‌شد
تمامی ِ دست‌نوشته‌ها
تمامی ِ عکس‌های ِ رنگ‌وروی‌باخته
تمامی یادگارهای ِ چینی و چوبی و کاغذی
و تمامی ِ یادهای ِ اندوخته از روزگار دور و نزدیک را،
که چونان آیه‌های ِ خاکستری ِ درد
و آهنگ ناخوش و گوش‌خراش ِ سازی ناکوک
بر روح و جان زخمه می‌زنند،
در باران شست

تا نماند هیچ خط و هیچ نشان
از گذشته و رفته
از خرابه‌های ِ افسوس
از تپه‌های ِ پلشتِ و زرد دروغ

تا نماند هیچ
جز زلاله‌های‌ ِ خیس ِ باران
در گذرگاهِ رنجور تن و جان  

منبع : سایت Baoba

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد