خیال خام پلنگ من، به سوی ماه جهیدن بود
...و ماه را ز بلندایش به روی خاک، کشیدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود
گل شکفته! خداحافظ اگر چه لحظه دیدارت
شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود
من و تو آن دو خطیم ، آری _ موازیان به ناچاری _
که هر دو، باورمان ز آغاز، به یکدگر نرسیدن بود
اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد، اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریب کار دغل پیشه، بهانه اش نشنیدن بود
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت، ولی به فکر پریدن بود.
"حسین منزوی"
* چند بیتی از این شعر در برنامه دو قدم مانده به صبح خوانده شد. من که هنوز محو تماشای بیت آخرم.
سلام . برای کسب درآمد بالا و مطمئن سیستم کسب درآمد وطن را به شما پیشنهاد می کنیم.این سیستم تنها سیستم کسب درآمدی است که حداقل میزان پورسانت شما برای پرداخت 1000 تومان می باشد و این نشان گر حسن نیت ما جهت واریز به موقع و کامل پورسانت ها می باشد. بر خلاف سیستم های مشابه در این سیستم محدودیت زمان درخواست واریز وجود ندارد ! همچنین قابل ذکر است این سیستم تحت نظارت فروشگاه اینترنتی بزرگ و معروف وطن شاپ می باشد. www.vatanclick.com
دوست دارم نادر جون . تو این بیت کلمه " آری" جا افتاده بود :
من و تو آن دو خطیم ، آری _ موازیان به ناچاری _
که هر دو، باورمان ز آغاز، به یکدگر نرسیدن بود
دستت گلت درد نکنه ،واسه دقتت ! البته خودت هم می تونی اصلاح کنی.
سلام./بیت آخر من رو برد به شعر پیله عشق نوشته خودم :از شربت جان تارو پودی پر بها را میتنم هر روز/ اما چه می ارزد که در زندان قبای تازه می پوشم !به ما هم سری بزنید..
خیلی زیبا بود . با سپاس بسیار .
سلام
شعر فوقالعادهای بود. ممنون