آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

انتخابات و جامعه

فضایی که این روزها بر کشور حاکم است و حضور گسترده قشر جوان ، که بسیاری نیز واجد سن رای نیستند ، در سطح خیابان ها و تبلغ کاندیداهای ریاست جمهوری ، شلوغی و تشنج خاصی را به همراه داشته است. که مشخصه بارز آن تنش زایی و غیر عقلانی بودن آن است و با کوچکترین محرکی باعث درگیری و اغتشاش می گردد. محیطی که در آن همه چیز مجاز است : دروغ ، تهمت ، توهین ، استهزاء ، ضرب و شتم ، ... . 

ناسالم بودن و شلوغی فضای انتخاباتی باعث انتخاب های غیر منطقی ، کورکورانه ، احساسی و بی تفکر می شود که در این میانه بیشترین بهره را کسانی می برند که از اندیشیدن دیگران به حرف ها و برنامه ها و عملکردهایشان می ترسند. 

به نسل جوان نمی توان چندان خرده گرفت ، چون جایی و زمانی برای ابراز فکر و اندیشه اش توسط اجتماع در اختیارش قرار نگرفته است و ابزار مدنی آزاد اندیشی و  آزادی خواهی مسدود و محدود به قشر خاصی است که افکار و آرا خود بر مغز جامعه می کوبد . جوان هیچ گاه مجال ابراز وجود نداشته و آموزش راهکارهای مدنی بیان تعقل و احساس اش را ندیده و ظرفیت های لازم برایش ایجاد نگردیده است. حال جولانگاهی باز فراروی خود برای فریاد کشیدن دارد. البته تنها تا چند روز دیگر . تاتری که در آن در قامت نقش سیاه لشکر ناچیزی که اراده ی دیگری بر او حاکم است به صحنه نمایش می آیند ، بی هیچ آینده ای برای تداوم صحنه یا نقش .


 نازکای خیال و قلم مسعود بهنود را در مطلب فریاد تاریخی آی دزد احساس کنید . پیشنهاد می کنم حتما بخوانید . اگر احیانا ف.ی.ل.ت.ر بود  ، در بخش نظرخواهی بفرمایید تا متن را همین جا هم اضافه کنم.  

این جملات را هم از مقاله دیگری از مسعود بهنود داشته باشید : 

"اینک امیدوارم. امیدی که لبخند را بازگردانده. دوباره به آن شنگولی که در ذات جامعه ایرانی است دارم معتقد می شوم. در زمانی که این سطور را می نویسم جای هیچ انکار برایم نمانده که رای می دهم. و خوب می دانم به چه کسی رای نمی دهم."

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد