گفتگو با شمس لنگرودی در این روزهای سخت کار سختی بود، استاد از شعرهایی گفت که این روزها پی درپی او را درگیر می کند و گفت که شاعر باید درد را درون خود داشته باشد و اگر درک درد در شاعری باشد سر سبز و زبان سرخ اش این روزها شعر می شود.شعر صید حلال را که شمس لنگرودی برای ندا آقا سلطان که در حوادث هفته گذشته کشته شد سروده است با هم می خوانیم.
صید حلال
دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت کنند
تو کشته شدی
ملتی زنده به گور می شود.
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که پول مرگ تو را گرفته
شام حلال می خورد.
تو فقط ایستاد ه بودی
و خوشدلانه نگاه می کردی
که به خانه ات بر گردی
اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم
و خیل خیال های خوش آینده
بر در و دیوارش پرپر می زنند.
تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی
مرغی حیران
که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند
تو به دام افتادی
همچون خوشه ی انگوری
که لگدکوب شد
و بدل به شراب حرام می شود.
کیانند اینان
پنهان بر پنجره ها، بام ها
کیانند اینان در تاریکی
که با صدای پرنده ی خانگی
پارس می کنند.
کشتندت دخترم
کشتندت
تا یک تن کم شود
اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.
آه ندای عزیز من
گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود
باز شد
گسترده شد
و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید
و اینانی که ندا داده اند
بلبلانند
میلیون ها تن که گرد گلی نشسته
و نام تو را می خوانند.
یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی
یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که صید حلال می خورد.
1/4/1388
منبع :www.hammihannews.com
وقتی در آسمان دروغ وزیدن می گیرد ،
دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سرشکسته پناه آورد؟
درود