امشب همان شب است که ستاره ای از آسمان چکید و فرو رفت در تاریکی نابینایی چشمان ظلمت بین . راه را اما خطی کشید روشن بر دیده گان حقیقت جوی .
الف.بامداد 9 سال است که در ساعت 9 دومین روز مرداد ردای خفتگان در خاک را بر تن کرده است . لیک یادش ، گفته هایش و شعرهایش در هر روز ما جاری است و زنده می شویم با کلام جادویی او در زمان ؛ که هرگز نمیرد ... .
طرف ما شب نیست
صدا با سکوت آشتی نمی کند
کلمات انتظار می کشند
من با تو تنها نیستم ، هیچکس با هیچکس تنها نیست
شب از ستاره ها تنهاتر است ...
*******
طرف ما شب نیست
چخماق ها کنار فتیله بی طاقت اند
خشم کوچه در مشت توست
در لبان تو ، شعر روشن صیقل می خورد
من تو را دوست دارم ، و شب از ظلمت خود وحشت می کند. "احمد شاملو"