تحلیف( Tahlif): قسم خوردن. حلف: قسم، سوگند، همین جوری یک چیزی را دروغکی گفتن و آن را به گردن خدا و پیغمبر انداختن. مراسم تحلیف: مراسمی که در آن جلوی چشم تعدادی از آدمهایی که هیچکدام به تحلیف شونده اعتماد ندارند، قسم دروغ خورده می شود. کاربرد در جمله: " تعدادی از مسوولان برای شرکت نکردن در تحلیف احمدی نژاد به مسافرت رفتند." حلف حلف خوردن: همین جوری جلوی دوربین تلویزیون دروغ گفتن و آمار الکی دادن. تلفظ درست: ته لیف. کاربرد غلط در جمله: " علی اکبر محرابیان گفت، اینجانب تحلیفات زیادی منتشر نمودم از جمله در مورد اتاق امن"
وسایل لازم در تحلیف: قرآن، دست راست، لبخند، دوربین، تعدادی صندلی خالی، صدای مرگ بر دیکتاتور از بیرون، عینک، کت و شلوار، سقف( قبل از خراب شدن)، پنجره ای که از آن صدا می آید، یک رهبر، یک رئیس جمهور، تعدادی افسر و سرهنگ که وزیر و وکیل شده اند، یک میکروفون.
نحوه خوردن قسم دروغ( برای افراد حرفه ای): یک کاری را که می دانیم نمی توانیم بکنیم در نظر می آوریم، کلمه " به" را اضافه می کنیم، نام یکی از پیامبران یا ائمه را که موقع قسم دروغ بیشتر به آن عادت داریم می آوریم، مثلا، به حضرت عباس، به زهرای اطهر، به پیغمبر، به پهلوی شکسته فاطمه زهرا...
تحلیف دروغ با اشیاء و افراد یا چیزهای غیرمقدس: قسم دروغ خوردن ممکن است اختصاص به مقدسین نداشته باشد، نمونه: " به همین سوی چراغ"، " به نون و نمکی که با هم خوردیم"، " به مرگ عمه ام"، " محمود جلوت پرپر بزنه اگر دروغ بگم"، " به همین لقمه نون"، " به هاله نوری که به چشم خودم دیدم"، " به این سوی تجلی قسم"، " به همین روح پدرم قسم"، به روت قسم"، " به موت قسم"، " به مولا تو کار ما اشکل انداختن"، بیقد( به حقیقت)، " روح پدرمو از قبر درآوردم تیکه تیکه کردم اگر دروغ بگم"، " مرگ مادرم"، " به جون بابام"، " به ننجونم قسم"
چرا حتما مراسم تحلیف رئیس جمهور انجام می شود؟ چون همه مطمئنند که او دروغ خواهد گفت. چرا مراسم تحلیف رهبری انجام نمی شود؟ چون اگر دروغ بگوید کاری نمی توانیم بکنیم. اگر در خارج از ایران یک رئیس جمهور دروغ بگوید چکارش می کنند؟ برکنارش میکنند. اگر در ایران یک رئیس جمهور دروغ نگوید چکارش می کنند؟ می فهمند بی عرضه است، از او می خواهند استعفا بدهد.
تحلیف در تذکره الاولیاء: " نقل از چون مجلس تحلیف شیخ محمود نورالدین رسید، شیخان را اختلاف افتاد و هیچ به مجلس نیامدند، مگر شیخ علی رئیس الامرا و چندین تن از عساگر و داروغگان و شحنگان، پس شیخ محمود دست بر کتاب نهاد تا قسم خورد، و هنوز کلامی از او جاری نشده بود که سقف بر وی فرود آمد، و هزار مرغ حاضر شدند و الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور همی گفتند تا چهل روز و این از کرامات شیخ بود."( تذکره الاولیاء، ص 245)
"سید ابراهیم نبوی " - نقل از جنبش راه سبز