آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

شعری بی نام و بی نشان !

هرگزنخواب کورش،دارا جهان ندارد 

سارا زبان ندارد،بابا ستاره ای در،هفت آسمان ندارد 

کارون ز چشمه خشکید،البرز لب فرو بست 

حتا دل دماوند،آتش فشان ندارد، 

دیو سیاه دربند،آسان رهید و بگریخت  

رستم در این هیاهو،گرز گران ندارد 

روز وداع خورشید،زاینده رود خشکید 

زیرا... دل سپاهان،نقش جهان ندارد 

بر نام پارس دریا،نامی دگر نهادند 

گویی که آرش ما،تیر و کمان ندارد 

نادر! ز خاک برخیز،میهن جوان ندارد 

دارا ! کجای کاری،...دارا جهان ندارد  


* شاعر و منبع : فرزند زمین

نظرات 1 + ارسال نظر
فرزند زمین دوشنبه 30 شهریور 1388 ساعت 02:09 ق.ظ http://farzandezamin.blogfa.com/

درود دوست عزیز
این شعر از سرودهای من میباشد و خرسندم که این شعرم مورد توجه وطن دوستان فرار گرفته و از شما هم بخاطر قرار دادن این شعر در وبلاگتان سپاسگزارم متن کامل این شعر رو میتونین در وبلاگم ملاحظه بفرمایین
بدرود
درود بر کوروش بزرگ خار چشم دشمنان ایران

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد