آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

سنگ ها - شعری از خلیل جوادی

آیینه سر بدزد که کورند سنگها

فرسنگها ز عاطفه دورند سنگها

تـا آبها دوبـاره بیفتند از آسیاب

این روزها چقدر صبورند سنگها

آیینه چون شکست،به تکثیر می رسد

بیهـــوده در تـدارک گـــــورند سنــگهــا

باید قدم گذاشت ولیکن به احتیاط

کـز دیـر بــــاز سّد عبــورند سنگها

این است حرف تیشه ی آتش زبان که گفت

مثـــل  همـیشه  تـــــــــــــابع زورنــد سنگها

از سنگ جز سقـوط تـوقّع نمی رود

در قلّه بسکه مست غرورند سنگها 

منبع : وبلاگ خلیل جوادی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد