زان پیشتر که از سر ما آب بگذرد
با ناخدا بگوی که از خواب بگذرد
این کشتی شکسته در این تندباد سخت
آخر چگونه از دل گرداب بگذرد
ای سرزمین مادری، ای خانه ی پدر
یادت چو آتش از دل بی تاب بگذرد
ترسم که چاره ای نکند نوش دارویی
زین موج خون که از سر سهراب بگذرد
گر همچو رعد، نعره برآریم همزمان
کی خواب خوش به دیده ی ارباب بگذرد
"فریدون مشیری"
درود. من از طریق آدرسی که در ذیل کامنت تان بود رسیدم اینجا ولی انگار صاحب این وبلاگ نادر است نه پگاد :(
دو تایی اش یکیه .
البته من (نادر) ایجاد کننده وبلاگ هستم . اینجا چند نفر هستیم که می نویسیم.