نوشتار پراکنده زیر یادداشتی هایی که در حاشیه متن چاپ شده ی مطلبی با عنوان "توهم آگاهانه ی روشنفکران سبز" در وبلاگ "مرا آفرید آنکه دوستم داشت" نگاشته شده است و پس بر پراکندگی و بی نظمی منطقی آن به دیده تلنگری ذهنی و فردی بنگرید. در صورت امکان با مطالعه متن ذکر شده می توانید مفهومی هم برای این نوشته پیدا کنید:
- در مقایسه جایگاه زنان در ایران قبل از اسلام و بعد ازاسلام ، می
توان پادشاهی آذردخت و پوران دخت در بخش تاریخی شاهنامه فردوسی که براساس
واقعیات تاریخی و مقایسه آن با حداقل 40-50 آیه اول سوره نساء در قران
بازخورد داده می شود . قصدی بر برتری جویی نیست ، فقط می توان گفت که اوضاع
حداقل بهتر نشده است.
- "چرا به آباء و اجداد خود اهانت می کنید ؟" جالب اینجا است در
همین نوشته بر آزاد اندیشی و بیداری جعفر ابن ابیطالب از جاهلیت مهر
تایید و تشویق زده می شود که رویگردانی از گذشتگان و اجداد است ، اما
اینسوی بر ما خرده گرفته می شود که آبا و اجدادمان توهین می کنیم ، چرا ؟
چون درباره رفتار و افکار پیشینیان-امان ، چه به درست و چه به غلط ، می
اندیشیم و سعی در یافتن حقیقت ایم . آیا اگر آنان به راهی خطا رفته اند
برای احترام آنان ، ما همچنان باید در آن غوطه ور باشیم و تلاشی برای یافتن
درست و نادرست نداشته باشیم ؟ آیا اینگون نیست که آنان در زمان خود می
اندیشیده اند و ما در زمان خویش ؟ تعصب به عقاید ، گرچه درست به نظر آیند و
یا شاید اینکه نادرست باشند بزرگترین مانع رشد و بالنده گی جامعه است و
تردید بر آن نیز بی احترامی و توهین به دارنده گانش نیست.
- حرف رنسانس پیش آمد و نقش و جایگاه علم در تمدن ایرانی و
اسلامی . سوالی که باقی می ماند که چرا (حداقل برای من ) ، در شبه جزیره
عربستان که مهد زایش و گسترش اسلام بوده و قرآن به زبان مردم آنجا ،
دانشمند و متفکر و اندیشمند به نامی نیست و همه بزرگان تمدن اسلامی را
ایرانی ها و مصری های قدیم که اصالتا عرب نبوده اند ، تشکیل می دهند. یا از
آن سمت چرا علمای اسلامی افرادی چون ابن سینا و خیام را به خاطر عقایدشان
، تکفیر و سرزنش کرده اند و می کنند ؟
- با زبان عربی مشکل دارید ؟ باید گفت آری . تا وقتی که زبان
پارسی هست چرا عربی ، انگلیسی ، فرانسوی و یا هر زبان دیگری . ما از این
سرزمین ایم و تمدن و تاریخ و زبان خودمان را داریم ، حال می خواهد هر مذهبی
داشته باشیم.
- طنز تاریخ این است که آن هنگام که مسیحیان غربی رو به دانش و
فلسفه آورند و آنرا از سویی و هر راهی جمع آوری کردند ، مسلمان و شرقیان ،
این دارنده گان فلسفه و تفکر و دانش به لاک خود فرو رفتند و رو به جزمی
اندیشی و خودبینی آوردند و دیگران و افکار و عقایدشان را به چیزی نگرفتند و
نیاموختند و غرق شدند.
و اما جنبش سبز ، برای هر تغییری حرکتی
لازم است و شاید این همان حرکت برای تغییر است . تغییر نظام فکری و سیاسی
حاکم بر سرنوشت جامعه ، نه مبارزه برای نابودی احیانا اسلام و دین و افکار
مذهبی مردم (که این خود مبحثی دیگر است). این جنبش با همه سرفرازی ها و
کاستی ها نقطه آسیبی اساسی دارد و آن انقلاب است . سوق داده شدن آن بسوی
انقلاب (اگر ممکن شود) ، بلافاصله پس از وقوع ایجاد فضایی ولنگار در اندیشه
و رفتار و بی قید و شرط همراه تندرویی ها و کجرویی ها فراوان و سوء
استفاده ها و سوء تعبیرها ی بسیار و اعدام ها و کشتارها و تسویه حسابهای
شخصی می شود (سرنوشت اکثر انقلاب ها) که پس از مدتی نه چندان طولانی خود
سبب استبداد و قیدهای وابستگی فراوان و آزادی های سلب شده می شود.
تکیه گاه این جنبش اگر سوی یادگیری و آموزش فرهنگ آزادی و تحمل باشد ،
هرچند سالهای بیشتری به درازا بکشد ، ثمره ی بادوام تر و بهتری خواهد داشت
که همانا آزادی و استقلال واقعی است . راهکار اصلی در این راه عدم خشونت
گاندی است هرچند آفت ها و مشکلات بسیاری پیشروی خواهد بود زیرا که ما گاندی
نیستیم و تا گاندی شدن (یا چیزی شبیه آن) هم راه دراز است . هرچند که
گاندی هم از ابتدا گاندی نبود ، بعدها گاندی شد.
پانوشت :
- متاسفانه چندان تاریخ خوان نبوده و نیستم و اگر دوستان نظارت
تکمیلی یا منتقدانه دارند موجب خرسندی و آگاهی است.
- شخصا هیچ خصومتی با اسلام و ادیان دیگر ندارم هرچند هم اعتقادی به
آنها به عنوان مذهب برای خودم ندارم .
- در مورد قضیه بد و بدتر هم باید ایستاد و راه درست را یافت و
نه صرفا یکی را انتخاب کرد که گاهی از راه بدتر می توان به دروازه راه
درست رسید.
لینک زیر اصلا ربطی به مطلب شما نداره. فقط گفتم شاید برای کمی لبخند، بد نباشه. مخصوصاً اونجائی که گفته "حداکثر فضا"
پست الکترونیکی فرمانداری گتوند راه اندازی شد
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=866302&IdZone=70