چه سرنوشتی در انتظار ما است ؟ به سوی کدامین سمت و سو در حرکتیم ؟
می توان گفت مسیر حرکت آینده را رفتار صاحبان قدرت است که رقم میزنند . اگر خواهان ماندن در این جایگاه به هر بهایی باشند و همه چیز را فدای این خواستن کنند ؛ جان و مال مردم را (چه مخالفان و چه هوادران) ، امنیت و آزادی ، استقلال و رفاه مملکت و آبروی دین و اسلام و روحانیون ... .
با اعتراض های آرام شروع می شود ، هو کردن ها و شعارهای معتدل و کم کم به سمت مرگ بر ..ها و گره کردن مشت ها سوق می یابد و نهایت کار مردم سیل خروشان خواهند شد که هیچ اشان جلودار نخواهد بود . اسباب و آلات قدرت و وابستگانش را می روبد و به قعر خواهد برد .
آن زمانی است که آن اتفاقی که نباید می افتد چون که تغییر قدرت بی پشتوانه فکری کافی خواهد بود و صاحب جدید تکیه عصای جادویی می کند که با آن تاج حکومت را ستانده است و آن ئچیزی نیست جز زور . زورمندان شاید راه را از آغاز درست و راست در پیش گرفته باشند و افسوس که همیشه این ابزار فریبنده ، راه خود را که ظلم و جور و استبداد خواهد یافت و از سرشت سبز راه جز خشکی و زردی به جای نخواهد گذاشت .
اگرنه قدرتمند امروز به این درک برسد که این تخت و جایگاه و دستگاه برای به جا گذاشته شدن برپا شده است و ارزش آن در برابر جان و روان آدمیان به هیچ نمی ارزد. آنگاه تغییری آرام پیش روی خواهد بود . روزی که من ، روزی که تو ، روزی که همه یاد می گیرند صدای دیگران را بشنوند ، تاب انتقاد و نظر مخالف را داشته باشند ، اگر جوابی دارند عرضه کنند و گرنه آنرا بپذیرند. کنار هم باشند دوست ، همسایه ، همکار ، همشهری ، ایرانی باشند و در راهی که به رفاه و آسایش و آزادی و سربلندی همه قدم بردارند در حالی که هر فردی هم عقیده و مذهب و نظر خود را داشته باشد ، نه پنهان بلکه آشکار و در معرض نظر و ایده دیگران و نه با توهین و تهمت و انگ بی پایه و اساس ، بلکه به دلی گشاده و ذهنی روشن ، نه با تعصب و پافشاری کور.
تاریخ نگارش: 88/10/15
یه یارو سر کوچه ما می نشست. ضرب المثلش این بود: «عقل مال آدم کم زوره»
معمولا زور می زد. زورش زیاد بود. خیلی لازم نبود فکر کنه. حتی از استفاده از اهرم ابا داشت. فقط زور.
خدایی کارش هم پیش می رفت...
بنده خدا حق داشته . فقط فکر یه جایی رو نکرده بود و اون اینه که زور یه روزی کم ، یا زورمند تری پیدا میشه . اون وقته که دیگه ... .