عرضم خدمت دوستان که یک سوالهایی در زندگی هست که مثل خوره مغز رو در انزوا می خورد.
از موضوعی مثل فلسفه یا مذهب انتظار می رود حرفهای مبهم بزند و باقی را بگذارد به حساب ایمان مخاطب که قبولشان کند ولی از علومی مانند فیزیک دیگر این انتظار نیست. بر حسب قاعده فیزیک باید مطلق باشد و کـ...شعر تحویل آدمیزاد ندهد. دریغا که با بعضی چیزها به شکلی برخورد کرده که آدم اعتمادش را کلاً به همه چیز از دست می دهد.
به عنوان مثال، سه پرسش از سوالهایی که در دوران تحصیل به آنها برخورد کردم و هرگز جواب داده نشدند (و حتی با تمسخر معلم های فیزیک هم روبرو شدم) اینجا می آورم، به امید این که کسی ببیند و ما را از سیاهی و نادانی در آورد:
1- وقتی جسمی را بالای تپه می بریم در آن انرژی پتانسیل ذخیره می شود که با پایین آمدنش به انرژی جنبشی تبدیل می شود.
پرسش: یعنی چه که ذخیره می شود؟ کجایش ذخیره می شود؟ مگر باتری دارد؟ بین اتمهایش ذخیره می شود؟ توی جیبش ذخیره می شود؟ حساب پس انداز دارد؟ یعنی چه بالاخره؟
2- برای هر عمل عکس العملی است مساوی با آن و در خلاف جهت آن.
پرسش: اونوقت یعنی چرا؟ چرا طور دیگری نیست؟ مثلاً عکس العملی دوبرابر آن اما در جهت 45 درجه؟
3- اجسام تمایل دارند حالت اولیه خود را حفظ کنند. یعنی اگر در حالت سکون هستند، در همان حالت بمانند و وغیره...
پرسش: منظورتان چیست که «تمایل» دارند؟ مگر آدمیزاد هستند که تمایل داشته باشند یا نه؟ مگر اجسام عشق و حال دارند؟ فرض کنیم جسمی داشته باشیم که بعضی روزها تمایل به تغییر داشته باشد، بعضی روزها تمایل به حفظ. چرا همچون چیزی نداریم؟
ببخشید که خیلی به موضوع وبلاگ مربوط نبود، اما سر دلم گیر کرده بود این سوالها.
شایان، آخرین کتابی که این روزا میخوندی چی بود؟ بورخس میخونی؟ :-)
شایان جان به روح اعتقاد داری ؟ ............ مشکل همینه عزیزم .
همینه دیگه. جنبه نداری یکم شکمت سیر بشه. خدا لعنت کنه این پیر استعمارو که تو مملکتش مردم به غیر از نان و آب و قسط، به چه چیزا که فکر نمیکنن.
تصادفاً خودم هم به این فکر کرده بودم اینها سوالهای موقع خلال کردن دندان است نه موقع گشتن دنبال نان.
اما...
گاهی ترس از آن دارم که دین برود و نقشش را علم بگیرد. ترس از آن دارم به نام کفر آدم بکشند و دانشگاه ها مسجد شوند.
و...
چیزی در ما می جوشد برای مقدس کردن چیزی یا چیزهایی. می شود آیا از بین بردش؟
این هم آخرین کتاب: http://en.wikipedia.org/wiki/A_Short_History_of_Nearly_Everything
بی ربط با پرسش ها نیست. توصیه می شود.
برای پرسش دوم یادمه معلم فیریکمون که هر جا هست خدا عذابشو شدید کنه می گفت یعنی اگه یه کشیده به کسی بزنی باید انتظار یکی محکم تر شو داشته باشی ..واسه توجیه تمایل داشتن و ذخیره کردن اجسام هم ُنیس که ما تو مملکت گل و بلبل و شعر و ادب زندگی می کنیم لاجرم جان بخشیدن به اشیا رو دوست داریم و بهتر قوانین فیزیک رو می فهمیم !
اگه احتمالا علوم انسانی خوندید یا هنر، بهتون حرجی نیست که جواب سوالاتی که با کمی سرچ علمی می شه پیداش کرد رو به حساب نادانسته های فیزیک بگذارید ولی اگر علوم پایه بودید واقعا عجبیه..