داداش! آبجی! برادر! خواهر! آقا! خانم!
این قضیه دیگه داره حیثیتی می شه:
توی این زبان درندشت فارسی، هیچ ضرب المثلی که توش «کتاب» باشه هست؟ نیست؟
من به راحتی می توانم ضرب المثلهایی با غذا، آشپز، دیگ، دزد، پادشاه، آب، آتش، آفتابه، شاخ گربه، شیر مرغ، درخت خربزه، لولو، لالایی، خواب، سیلی، بند کیف، سکه، قاضی، چاقو، خدا، لحاف، پالان، لنگه کفش، سوراخ موش، ریسمان سیاه و سفید، کوفت و زهرمار به خاطر بیاورم... ولی با کتاب؟؟؟؟؟؟؟
کتاب به درک، «دفتر» چطور؟ «قلم»؟
ظاهراْ سخنرانی احمدی نژاد توجه همه رو به ضرب المثل ها جلب کرده تو این یکی دو هفته همه جا حرف از ضرب المثله از هر ۵ تا ایمیل که گرفتم ۳تاش ضرب المثلی بود..حالا باز بگید آقای دکتر کار فرهنگی نمی کنه...
نون و القلم و مایسطرون ..... فارسی بود ... نه !!!
سلام!
من با قلم سراغ دارم!!!
۱-اوسا علم، این یکی رو بکش قلم
۲-قلم دست دشمن است(نمیدونم کجاش ضربالمثله ولی توی کتاب ضربالمثلا بود! :) )