ممنوع
خوب من حوصله کن، داد زدن ممنوع است!
کم بکن، کم گله، فریـاد زدن ممنـوع اسـت!
بیـن این قــوم که هـر کــار ثوابیست کباب
دل دلســوخـتـه را بـــــاد زدن ممنـوع است!
تیشـه بر ریشـه فرهــــاد زدن شـیـرین اسـت
حـرفی از پیشــه فرهـــاد زدن ممنـوع است!
بیـن ایـن قـــوم که از باکــرگی تـرشیــدنـد
حرف از حجــله و دامـاد زدن ممنوع اسـت!
«شادی» از منظــر این قوم گناهیست بزرگ
بـزن آهنگ، ولی شـــاد زدن ممنوع است!...
شادی صندوقی - وبلاگ : به عشق متهمم کن
چه باحال، اتفاقا یه دختره بود در اولین بازدیدم از نمایشگاه کتاب من رو توی تاکسی کلی مورد کارکرد قرار داد(!)
این جوری شد که ما کتابخوان شدیم. دونقطه،دی.
خوش به حالت !!!! حالا ما نفهمیدم چرا بعضی وقتا کتاب می خونیم ؟!
آخ که من میمیرم واسه کارکردهای جنسی!
نگفته بودی شیطون!
یه سوال جنسی بود (به قول منصور ) که منظورم این بود که جنس کتابش چیه ؟
جالب اینجاست که وقتی با نادر از پله ها پایین اومدیم، من تابلوی فعالیت های جنبی را فعالیت های جنسی خوندم و چقدر به پیشرفت نمایشگاه امیدوار شدم :-)
پ.ن. دیروز خیل کثیری از مردم به صورت خودجوش در اعتراض به وضعیت بد جنسی در نمایشگاه، حرکات ژانگولر از خودشون درآوردن و یه سری شعارهای عربی دادن