یادم می آید بچه تر که بودم (که هنوز البته بزرگ نشده ام) در یک کتابخانه عمومی کهنه وسط یک پارک درندشت (واردش که می شدی رابینسون کروزوئه ای بودی برای خودت از فرط سر به فلک کشیدگی درختها و در هم پیچیدگی علفها) کتابی پیدا کردم به نام «قصه های من بابام». یک کتاب مصور (کمیک) که بدجور مرا جذب کرد٬ با پدری سبیلو و کچل و مهربان و با بچه ای ریزنقش و تخس و با مزه. کتاب را خواندم و داستان ها در لایه های دور خاطراتم ماند. دیروز خیلی تصادفی در Search گوگل عکسی دیدم بی نهایت آشنا و همه بوهای کتابهای پوسیده و علفهای تر آن کتابخانه و کاجهای بلند بالای پارک درندشت در مشامم پیچید...
قصه های من و بابام آلمانی است با عنوان Vater und sohn (این سایت اصلی). نوشته Erich Ohser که به خاطر کشیدن کاریکاتور از هیتلر محکوم به اعدام شد اما قبلش خودش خودکشی کرد. او نقاشی های این کتاب را برای برقراری ارتباط با پسر خردسال و بی مادرش کشیده است. کتاب را در ایران ایرج جهانشاهی قاجار ترجمه می کند. البته ترجمه که چه عرض کنم! اساساً دلیلی که اریش ازر با تصویر کار می کرده این بوده که داستانگویی بلد نبود! به نقل از خبرگزاری میراث فرهنگی ایرج جهانشایی بر اساس نقاشیها، خودش دست به تدوین داستانها می زند. کمی از امانت داری به دور است اما آن وقتها به دل من و خیلی از بچه ها نشست.
نمونه هایی از داستانها را از http://www.jazirehdanesh.com/find.php?a=8.122.397.fa می توانید بخوانید.
چند گامی در وب و این هم جالبهایش:
- دولت فرانسه همیشه از حجم منابع انگلیسی روی وب ابراز ناخشنودی کرده و هر کاری که از دستش برآمده انجام داده که عموماً هم موفق نبوده است (قابل توه بعضی حضرات خودمان که می خواند اینترنت ملی و دیتا سنتر ملی و یاهو و گوگل ملی راه بیاندازند) در یکی از آخرین تلاشها و در رقابت با Google Earth، فرانسه http://www.geoportail.fr/ را معرفی کرد. می گویند وضوح بیشتر و جزئیات بیشتری دارد. البته روی فرانسه.
- راجع به تب Share کردن در وب گفتیم،فراموش شد که از اولین چیزهایی که عمومی شدند، بازی های گروهی و اینترنتی بودند. بازی تحت فلش به نام ZWOK از شرکت پلی استیشن که من را حسابی جذب کرد. این هم آدرسش: http://zwok-game.com/en_GB/
- اگر MP3Player باز باشید (بر قرینه کفتر باز) اینجا را سری بزنید که ۱۰ پخش کننده برتر جهان را معرفی می کند. با کمال تعجب اولیش سامسونگ است.
- مساله بیطرفی اینترنت یا Network neutrality وقتی باب شد که شرکتهای ISP اعظم آمریکا مثل AT&T, Verizon و Comcast تصمیم گرفتند بر اساس میزان پولی که شرکتهای دارای وب سایت می دهند، سرعت انتقال اطلاعات آنها را تعیین کنند! مثلاً اگر یاهو از گوگل پول بیشتری داد، سرعت عبور اطلاعاتش از شبکه هم بیشتر باشد!!! این مساله خشم زیادی برانگیخت از جمله اتحادی ایجاد شد موسوم به Save the Internet برای نجات اینترنت. عبارت Network neutrality در اصل این معنا را بیان می کند که شبکه تنها مسئول انتقال اطلاعات است نه تصمیم گیری برای نوع اطلاعاتی که منتقل می شود. اگر اطلاعات بیشتری می خواهید ویکی را سر بزنید در اینجا و این فیلم را هم ببینید از اینجا
- در باره آژاکس زیاد صحبت می کنم. سوالی دارید؟ یکی از بهترین FAQ هایی که پیدا کردم اینجا است.
- کما کان و مثل همیشه استامینوفن را پیشنهاد می کنم و یک پزشک را و نیز داستانهای کوتاه یک نویسنده آماتور
در دهه های پیش، زمانی رسید که گمان می شد روزگار غزل به پایان رسیده و این چارچوب محدودتر از آن است که تغییر و پیشرفت را به خود راه دهد اما غزل معاصر و غزل مدرن نشان داد که اگر محدودیتی هست، نه در قالب که در ذهن شاعر است.
در غزل معاصر فضا یک دست شده و محور طولی قوی، شعر را از حالت تک بیتی جدا کرده است. تصاویر به شعر نیمایی نزدیک تر شده و دست شاعر را در چیدن عناصر شعر (میزانسن شعر) باز می گذارد. با مرور غزل های معاصر می توان فهمید که این قالب هنوز که هنوزه جای کار دارد. برای نمونه غزلی را از حسن روشان در زیر می آورم (به مصرعی که پرواز پرندگان را با وزن شعر به تصویر می کشد، دقت کنید: هفتاد و هفت، هفتصد و هفتاد و هفت، هفت ...)
یکشنبه صبح، قهوه ی تلخ و تراس و کوه، یکشنبه صبح،
نم
نم
اسفند
روی دشت
در آسمان، تراکم یک فرصت سپید، تکرار 7 بود که آهسته می گذشت
7 777 77
777 77
7
تکرار بی نهایت این قیچی سپید، هاشور تیره ای زده در نخ نمای دشت
جنگل، نمای مه زده اش را وسط کشید، جنگل جدال قیچی اعداد بود و مه
سیّال غمگنانه ی یک بختک سیاه، بر شانه های شرجی اسفند، گشت و گشت-
در ناگهان ممتد یک شیهه ی زمخت، باروت و سرب داغ، فضا را مچاله کرد
تالاب، در هجوم غژاغیژ غوک ها، سرّید در سکوت زمین، لحظه ای پلشت
از آسمان، مدام ِ وزیدن گرفته بود، بارانی از
تراواش
قیچی،
رسوب
پر ...
8 888 88
888 88
8
شاعر نشست، قافیه ها را ردیف کرد، پایان بیت آخر، امضاء ... (نقطه چین)
خانم به خانه آمد، ]یک 8 در سبد[؛ شاعر، کباب قیچی، باران، غروب رشت ...
در جایی خواندم: طبق آداب و رسوم ژاپنی، می گویند وقتی وارد Dojo (زمین تمرین ورزش های رزمی) می شوی باید اول پای چپ را به داخل آن بگذاری. چون چپ طرف قلب است و تو باید نسبت به زمینی که در آن پا می گذاری احساس عشق و علاقه داشته باشی. وقتی هم که تمرین تمام می شود دو بار باید به زمینی که از آن چیزی فرا گرفته ای ادای احترام کنی. یک بار هنگام خروج از Dojo و بار دوم هنگام خروج از در سالنی که Dojo در آن قرار دارد
بله! می دونم شما هم دارید به همون چیزی فکر می کنید که من فکر می کنم!!!
بد جوری می گشتم دنبال J2SE برای جاوا کار کردن. (عشق کردم برای شعار شرکت سان که می گوید: وقتی جهان متصل باشد٬ همه چیز ممکن است: مبارزه با ایدز٬ با فقر، با...) اما خوب باید به کشورمان افتخار کنیم: sun اجازه نمی دهد IPهای ایران چیزی را دانلود کنند!
در وب چرخ می زدم که شاید یک Mirror پیدا کنم برای دانلود برخورد کردم به سایتی فارسی به نام جاوا اسکول که حسابی عصبانی ام کرد. دلیلش؟ خوب بخش دانلود آن حسابی فقیر بود. اما از سر و وضع سایت برمی آمد که سایتی رسمی هم باشد. پس دست به کار شدم و یک ایمیل آنچنانی برای Contact سایت ارسال کردم. چندکی بعد دیدم یک ایمیل از آقایی به نام علی اکبری و از طرف سایت www.javaforce.com آمده است که عنوان کرده اند آن سایت تعطیل شده و بر و بچشان مشغول فعالیت در سایت تمام انگلیسی جاوا فورس هستند و البته هنوز هم آنجا قسمت دانلودش کامل نیست اما چون احترام به مشتری برایشان اهمیت دارد و نمی خواهند کسی دست خالی برود (تعجب نکنید الان مقر JavaForce در کانادا است!!!) فایلهای J2SE را به صورت یک لینک موقت برای من در سایت گذاشته اند.
ما هم کف کرده، هم فایلها را دانلود کردیم، هم اجرا کردیم دیدیم سالم است، هم رفتیم در آن سایت خودمان را ریجستر کردم هم ایمیلشان را جواب دادیم و تشکر کردیم و هم قول دادیم به بقیه دوستان هم توصیه بکنیم سری به آنجا بزنند و اگر جاوا کار هستند حتماً عضو سایت شوند. خوب الان دارم توصیه می کنیم دیگر! ( این از لینک NetBeans+JDK 5.0 و اینهم J2EE )
راستی من به جاوا علاقه دارم، دلیل نمی شود بقیه هم علاقه داشته باشند. اگر خواننده های محترم آتش جام بی علاقگی ابراز کنند خفه می شوم! پس نظر بدهید و من را مطلع کنید. ممنون!
تعدادی از طرح ها و نقاشی های رامبراندت را می توانید اینجا ببینید
اگه با گره زدن کروات مشکلی دارید یه سری به اینجا بزنید
(شایان: با این موضوع وبگردی کاملا باهات هستم٬ یه قراری بذار بشینیم اولیس جویس رو تموم کنیم!!)