خشک خشک ام مثل کویر .. مثل خاک اینجا ..
کاش آسمان هم به مانند من دلگیر باشد هوای اش ابری شود . کاش دلش سودای گریه به سر داشته باشد . دلتنگ باران ام .. دلتنگ خیس شدن .. دلتنگ قدم زدن زیر شرشر باران .. دلتنگ صدای ناله های ناودان ..
کاش آسمان هوای اش ابری باشد ..
.. باور می کنید این جا در این شبه جزیره، مه حتا اتاق مرا هم پر کرده است و اگر همین طور غلیظ
بشود، من دیگر تو را در قاب عکس کوچک روی میزم نخواهم دید؟ شاید در مه گم بشوم.
از "پیراهن گمشده هِدا گابلر"، نوشته اصغر عبداللهی نقل از وبلاگ راز سر به مهر
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند "قیصر امین پور"
از جهت تدوین و رمز گشایی این جملات نغز سخنی چند عنوان می شود : منظور از جامعه چند صدایی این است که قشرهای مختلف جامعه بتوانند نظرات و مطالبات خود آزادانه و بدون هیچ گونه عواقب نا به هنجاری بیان کنند ... و باید گفت که با این تعریف جامعه ما هم چند صدایی چون که :
چون «آقا» یی هست که به جای مسئولان تصمیم میگیرد ..
چون «آقا» یی هست که به جای نمایندگان مردم قانون تصویب می کند ..
چون «آقا» یی هست که به جای دانشجویان سخنرانی انتقادی انجام میدهد ..
چون «آقا» یی هست که به جای کارگران خواسته های اشان را بیان میکند ..
چون «آقا» یی هست که به جای کارمندان همت مضاعف به خرج می دهد ..
چون «آقا» یی هست که به جای نخبگان طرح و ایده ارائه می کند ..
چون «آقا» یی هست که به جای هنرمندان هنرنمایی می کند ..
چون «آقا» یی هست که به جای ورزشکاران بازی جوانمردانه انجام می دهد ..
چون «آقا» یی هست که به جای مردم بار گرانی و فقر و زور را بر دوش می کشد ..
همان آدم بالایی بازهم گفته اند : «ما در دولت حتی علاقهمند نیستیم که یک نفر مجازات و حتی تنبیه شود، ولی در آمریکا افراد به راحتی با سم و وسایل الکترویکی مجازات و کشته میشوند.»
بازهم باید گفت :
ندا و سهراب و بسی بسیار دیگر ، همه در آمریکا بود .
کهریزک و شکنجه و قتل همه باهم در آمریکا بود .
ماشین نیروی انتظامی و جسد له شده ، در آمریکا بود .
پل و سقوط آزاد از بلندی ، ارتفاعاتی در آمریکا بود .
گلوهای فشرده شده از بعض ما بازهم ، در آمریکا بود .
میگن بــرادرای اهل ایمـــــــــان
بــــرای اصـلاح ا مــــــور نسوان ـ
نشستنو حســـــابی طرح دادن
حـدود منـکراتـــو شــــــرح دادن
یه طرح خو بو فوق العــاده جامع
قــــابل استـفــــاده در مجـــــــامع
برادرا فکــــرای بکــری کــــــــردن
که خواهــرا ولنگو بــــــــاز نگـردن
...
عزیز من کی گفته خوشگل بشی؟بـــاعث اختلال و مشکل بشی
...
تمـــوم دخترایی کــه خـوشگلن
بـاعث و بــــانی هــزار مشکلن
...هـــزار تومن برای هر تــــــار مو
میخــوای جریمت نکنن بذار تــو
نــــاخن لاک خورده هم فلان قد
خودش میشه یه عـــالمه در آمد
...
کـاش یکی قــــانون جدید بیــارهکـه " فکر کوتــاه "، جریمه داره
...
زنای شل حجــــاب بعد چن مـــاه
میــــــان و می رسن سر بزنگـاه
اونــــا کــــــه قـصد ازدواج دارن
بــــــاید خلافی بگــــــــیرن بیــارن
...
شــکر خدا الان تــــو این مملکت
نه اعتیـــــاد وجـود داره نه سرقت
شبـــــــا در مـــــــاشینتو وا بذار
کیف پر از پولتــــو هم جــــا بذار
تـــــو مملکت وفــــــــــور امنـیته
الان هـمه خیـــــالـشون راحـته
...یه چی بگم پیش خودت بمــونه
ذلّت مــــا حـــــاصل فکرمـــونه
...
از ســر درده هر چـه می نویسمدلم ورم کـــرده که می نویسم
منبع : وبلاگ خلیل جوادی
پانوشت : تعداد ابیات این شعر بیش از اینها بود ، با کم سلیقه گی برخی از آنها انتخاب شد برای دیدن شعر کامل به وبلاگ نویسنده مراجعه کنید .
1- بزرگترین ترس زندگی شما چیست ؟
نادر ( مرگ ) - محسن (بی پولی) - شایان (مرگ بیهوده) - منصور (ترس از هر موضوعی که دلیل علمی آن مشخص نیست) - امین (تنهایی)
2- اگه 24 ساعت نامرئی می شدی چکار می کردی ؟
نادر ( هیچی،روزمره گی ) - محسن (دزدی) - شایان (بغل کردن دخترهای زشت که کسی رو ندارن بغلشون کنه!) - منصور (آخر اون روز من میلیاردر بودم) - امین (پیش کسی باشم که احساس واقعی شو نمیدونم)
3- اگر غول چراغ جادو یک آرزوی 5-10 حرفی تو را برآورده می کرد ، اون چی بود ؟
نادر ( یه آدم ) - محسن (ایران آزاد) - شایان (همه زبانها) - منصور (سفر به تمام نقاط زمین) - امین (یک زندگی آروم)
4- کارتون مورد علاقه دوران کودکی ؟
نادر ( زیاد هستن ، هنوزم دوستشون دارم ) - محسن (بچه های آلپ) - شایان (سندباد) - منصور (لیست بلند بالایی میشه) - امین (چوبین)
5- یک بیت شعر که خیلی دوست داری ؟
نادر ( .... ) - محسن (حسنت به اتفاق ملاحت، جهان گرفت/ آری به اتفاق،جهان می توان گرفت) - شایان (یکی نغز بازی کند روزگار/که بنشاندت پیش آموزگار) - منصور (خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش / بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر) - امین (ای کاش عشق را زبان سخن بود)
6- اگر با تونل زمان به یک روز از گذشته خودت می تونستی برگردی ، به کدوم روز برمی گشتی ؟
نادر ( روز تولدم ) - محسن (اون روزی که شبش خیلی خوش گذشت!) - شایان (به هیچ وجه برنمی گشتم، همه سوء پیشنه است!) - منصور (حوصله دوباره رفتن این مسیر طولانی رو ندارم؛ انسان با اشتباهاتش تعریف میشه) - امین (نمایشگاه کتاب سال 84)
7- چه رنگی هستی ؟
نادر ( بی رنگ ) - محسن (همین رنگی) - شایان (خاکستری شاد!) - منصور (آبی) - امین (سیاه)
8- اگر از ایران مهاجرت کنی کدام کشور را انتخاب می کنی ؟
نادر ( سو ئیس ) - محسن (فرانسه-کانادا) - شایان (انگلند) - منصور (فرانسه - ایتالیا) - امین (کانادا)
9- بهترین اس ام اس-ی که دریافت کردی ؟
نادر ( کسی برا ما اس ام اس نمی فرسته ) - محسن (دوست دارم) - شایان (:*) - منصور ( ) - امین ()
10- اگر قرار باشد که سه نفر را امشب به مهمانی دعوت کنی چه کسانی هستند ؟
نادر ( همون جمع دوران دانشجویی، 3 تا شد؟ ) - محسن (سه تا پایه برای نوش و کام و شلم) - شایان (همون جمع دانشجویی، اونایی که از سهمیه سه تای نادر بیشتر باشن) - منصور (بقیه جمع دانشجویی که خارج از سهمیه نادر و شایان هستند) - امین (3 تا پایه شلم)
11 - اگر بفهمی 24 ساعت بیشتر زنده نیستی چکار می کنی ؟
نادر (نمیرم سر کار تا ظهر می خوابم. بعد هم یه زنگ میزنم به همه کسایی که دوست اشون دارم ) -
محسن (با جیگرم میرم ددر) - شایان (شراب ، چند ساعت رقص، بعد می رم موزه بریتانیا بین تابلوهای نقاشی می میرم) - منصور (میرم کنار دریا برای دیدن غروب آفتاب) - امین (میرم پیش کسی که دوسش دارم و به کسانی که ازم دلخورن زنگ میزنم)
12- سه خصوصیت بدی که داری ؟
نادر (نبود ، چون اصرار میکنی خودت بگو ؟ ناراحت هم نمیشم . مطمئن ) - محسن (فراموشکاری-سهل انگاری-عدم تمرکز) - شایان (عمراً نگم) - منصور (هیچی! الان یکیشو فهمیدین) - امین (اعتماد-صداقت(حماقت)-ترس از تغییر)
13- خودت رو شبیه کدوم میوه می دانی ؟
نادر ( نارگیل ) - محسن (گلابی) - شایان (انگوری که مزه سیب بده) - منصور (پرتقال) - امین (سیب)
* یه بازی وبلاگی دیدم . گفتم ماهم تغییر یافته و تعدیل شده اش رو انجام بدیم . اگه سوالی خواستین اضافه کنین . (با محسن و شایان و امین و منصور بودم )
* باقی دوستان هم اگه دوست داشتن تو کامنت ها جواب بدن یا وبلاگ خودشون .
* رنگ متفاوت بنابر اصل زی زی است ، نه به خاطز تفاوت با بقیه ! (امین)