آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

روز بزرگداشت پیر پارسی گوی نامور

زگفتار دهقان کنون داستان 

تو برخوان و برگوی با راستان 

کهن گشته این داستانها زمن 

همی نو شود بر سر انجمن  

اگر زندگانی بود دیریاز 

برین وین خرم بمانم دراز

یکی میوه داری بماند ز من 

که نازد همی بار او بر چمن 

از ان پس که بنمود پنجاه و هشت 

بسر بر فراوان شگفتی گذشت 

همی آز کمتر نگردد  به سال 

همی روز جوید به تقویم و فال 

چه گفت است آن موبد: پیش رو 

که هرگز نگردد کهن گشته، نو 

تو چندان که گویی سخن گوی باش 

خردمند باش و جهانجوی باش 

چو رفتی سر و کار با ایزدست 

اگر نیک باشدت جای ،ار بدست  

نگر تا چه کاری همان بدروی 

سخن هر چه گویی همان بشنوی 

درشتی ز کس نشنود نرم گوی 

به جز نیکویی در زمانه مجوی 

فردوسی                                                     

ممنوع !

   ممنوع

 

خوب من حوصله کن، داد زدن ممنوع است!    

کم بکن، کم گله، فریـاد زدن ممنـوع اسـت!

 

بیـن این قــوم که هـر کــار ثوابی‌ست کباب   

دل دلســوخـتـه را بـــــاد زدن ممنـوع است!

 

تیشـه بر ریشـه فرهــــاد زدن شـیـرین اسـت          

حـرفی از پیشــه فرهـــاد زدن ممنـوع است!

 

بیـن ایـن قـــوم که از باکــرگی تـرشیــدنـد     

حرف از حجــله و دامـاد زدن ممنوع اسـت!

 

«شادی» از منظــر این قوم گناهی‌ست بزرگ              

بـزن آهنگ، ولی شـــاد زدن ممنوع است!...

شادی صندوقی - وبلاگ : به عشق متهمم کن


پانوشت :آخر هفته پیش نمایشگاه کتاب تهران بودم ،به نظر هر سال کم فروغ تر می شود یا به چشم ما  اینگونه است . می خواستم مطلبی در مورد کارکردهای جنسی نمایشگاه بنویسم ولی به دلیل ممنوع بودن بی خیال شدم . شاید وقتی دیگر .


اینک اینجا !

ای ... ، ای مادر رنگ باخته ! 

اینگونه لجن آلود چرا  

در میان نشسته ای ؟  

که میان آلودگان خطاکار  

پیشی گرفته تویی ؟ 

           ********** 

از پسرانت ، آنان که درمانده اند  

از پای افتادگانند . 

و دیگران ، لگدمال اشان کردند . 

و اینک ، همه آگاه اند . 

          ********** 

با دست هایی چنین ، فرو کوبنده  

فروکوبنده ، بر برادر 

بیشرمانه در برابرت ، ایستاده اند  

با پوزخندی بر لب . 

اینک ، همه آگاه اند . 

         **********  

در خانه ات ، عربده کشان  

دروغ ساز می کنند ، و چراغ حقیقت را خاموش . 

آیا به همین گونه نیست ؟

ادامه مطلب ...

آهوی دل مرا درید

عشق، شیر شد

آهوی دل مرا که دید
آهو از میان سینه ام رمید
هی دوید و هی دوید و هی دوید...
شیر آخرش ولی به او رسید
آهوی دل مرا درید


منبع :یادداشتهای یک دیوانه



حکایت ربط کله پاچه و بی خوابی

دیشب (یا به قولی صبح خیلی خیلی زود امروز ) طبق عادت دیرینه خوابم نمی برد . بعد از یکی دو ساعت غلتیدن و پشت و رو شدن در رختخواب ، به این نتیجه رسیدم که دوش بگیریم شاید فرجی شد . ساعت چهار و بیست دقیقه ای بود .در حین دوش گرفتن شکم مبارک به فکر کله پاچه افتاد و با هم تصمیم گرفتیم که صبح ساعت 6 - برای اینکه ورزشی هم شده باشد - پیاده از خونه بزنیم بیرون سر راه یه دست کله وپاچه و زبان و اینا بزنیم ، بعد هم سلانه سلانه بریم سرکار .

جای شما خالی ، 6 زدیم بیرون . در همین حال تصمیم گرفتیم که کله پاچه ای رو عوض کنیم و یه جای که سر راه محل کار دیده بودم بریم .  زمزمه کنان  و با ناخونک زدن به درخت های توت سر راه نیم ساعتی رفتیم تا رسیدیم هفتصد هشتصد متری میعادگاه هر روزه کار و حرکت و جنبش و این حرفا (سال همت مضاعف دیگه !! )و همچنین مغازه کله پزی !! ای دل غافل ، مغازه از بیخ تخته بود  ! شکم مبارک آهی از حسرت کشید و سرکوفتی هم برای ندانم کاری و کله پزی عوض کردن به ما زد . این بماند ، دیگه حال برگشتنی نبود و از اون طرف هم نیم ساعت دیگه تازه اولین کارمندی  بودم که کارتش رو می زنه  . مجبور شدیم همون اطراف در حالی که غرغر شکم رو تحمل می کردیم ول بچرخیم .

نتیجه اخلاقی (یا نسخه برای بی خوابی): از این به بعد هرگاه که خوابتان نبرد به این فکر کنیداگر برید کله پاچه بخورید و کله پاچه ای رفته بود مرخصی چه ضد حالی می خورید ، پس آسوده بخوابید .

براساس گزارش رسمی

بر اساس گزارش رسمی زندگی خوب وشاد و آرام است
نهراسید گوسفند عزیز! گرگ هم مثل بره ها رام است
بر اساس گزارش رسمی بهترین سال، سال جاری بود
پر تحرک،پر از نشاط وشتاب، مثل خرکیف و خرسواری بود
بر اساس گزارش رسمی روزنامه زیاد وآزاد است
شاید آزادی زیادی هست چند تا روزنامه مازاد است
شاید احساس می شود گاهی پرخوری می کنند مطبوعات
رو به روی لباس شخصی ها ،قلدری می کنند مطبوعات
بر اساس گزارش رسمی دشمنان بی شعور ونادانند
بیست وسی را چرا نمی بینند؟ ایرنا را چرا نمی خوانند؟
تا ببینند کارها خوب است،تا بخوانند وضع مطلوب است
ملت آزاد وراضی وخندان،دولت از هر لحاظ محبوب است
بر اساس گزارش رسمی هیچ کس، هیچ وقت، هیچ نگفت
نه صدای گلوله ای برخاست،نه کسی روی خاک در خون خفت
بر اساس گزارش رسمی عده ای ناگهان یهو مُردند
عده ای نیز ناگهان خود را بی خودی پشت میله ها بردند
بر اساس گزارش رسمی گم شده خط فقر در ایران
شایعات است فقر وبیکاری ،شایعاتی که عده ای نادان-
بی جهت پخش می کنند آن را تا بگویند زندگی سخت است
ما که تکذیب می کنیم از بیخ! هرکه تکذیب کرد خوشبخت است
بر اساس گزارش رسمی،مُرد بیکاری و، تورم، مُرد
چند موجود زنده را اما موشک ما به آسمان ها برد
بر اساس گزارش رسمی ، علم و آزادی ورفاه اینجاست
غیر ما، در تمام کشورها از فساد وگرسنگی غوغاست
در اروپا به ویژه آمریکا،مردم از فقر لخت وعریانند
بی خبر از ستاد یارانه،چیزی از خوشه ها نمی دانند
بر اساس گزارش رسمی ،غرب در حال سرنگون شدن است
دولت مقتدر ،فقط ماییم، دولت ما چراغ این چمن است
بر اساس گزارش رسمی ،گاو پروار مش حسن خوب است
علف وکسب وکار،پربار است،جنس چینی زیاد و مرغوب است
بر اساس گزارش رسمی ،چین و روسیه اهل اسلامند
در میان تمام کشورها،این دو از هر لحاظ خوشنامند
بر اساس گزارش رسمی ، چاوز از بیخ وبن مسلمان است
سندش را نشان نداده ولی ،سندش هست گرچه پنهان است
بر اساس گزارش رسمی ،همه خوشحال و خنده رو هستند
عده ای ناگزیر می خندند،عده ای ناگزیر سرمستند
خنده دار است روزگار آری،خنده دار است حال و روز همه
مشت سنگین روزگار مگر، بزند ناگهان به پوز هم
سر به راه و مطیع وجان سختیم، بر اساس گزارش رسمی
زندگی می کنیم وخوشبختیم، بر اساس گزارش رسمی


"نقل از وبلاگ  مسعود بهنود"