آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

آتش جام

ادبیات ، اجتماعی ، فلسفی

viva la anime!

آقا (خانم!) ما بدجوری نستالژی گرفتیم. از صبح تا حالا مشغول جستجو در باره انیمیشنهای کلاسیک زمان بچگی بودم و گیج گیجم. کلی تیتراژ آغازین از این کارتونها گرفتم که باعث شد کلی هم بخندم. در واقع سانسورهایی که در بچگی به خورد ما می دادند را تماشا می کردم.

در واقع به شش سبک سر ما را گول می مالیدند:

- اول آواز تیتراژها را سانسور و صرفاً از باند آهنگ استفاده می کردند. در مواردی که امکان جدا کردن باندها نبود کلاً از یک آهنگ دیگر استفاده می کردند.
-دوم نوشته های لاتین را از تیتراژ حذف می کردند (که خدایی ناکرده بچه ها فکر نکنند این کاتونها خارجی است!!!)
- سوم ماچ و بوسه و امثالهم را.
- چهارم دوست پسر و دوست دخترها را برادر و خواهر اعلام می کردند (شاهکارش که در سریال دو قلوها بود. اصلاً دو قلو نبودند. می توانم ثابت کنم)
- پنجم بازی کردن ورق / خوردن عرق (در مورد دکتر دیتون در لوسیمین که دائم الخمر بود٬ دکتری که قیم بلفی در لیلیبیت ها بود٬ عموی مارکوپولو!)
-  و بالاخره ملایم ترینش که اسمها را ایرانی می کردند.

در باره تعویض اسمها باید اعلام کنم در تحقیقات عمیقم! متوجه شدم اسم حنا دختری در مزرعه Katri بوده٬ اسم پسر شجاع Don Chuck و پدرش Don Aristotle بوده. اسم خانم کوچولو Lala و خرگوشه Mimi (ظاهراً بین این دوتا برای به دست آوردن عشق پسر شجاع رقابتی هم بوده که البته نتیجه اش معلوم است!) خرس مهربون هم Daigo نام داشته است. (پیدا کردن اسم شیپورچی به مسابقه گذاشته می شود!!!)

ابراهیم نبوی در کتاب ستون پنجم می فرماید: سانسور٬ پنهان کردن مسائل از کسانی است که آن چیزها را می دانند. من اضافه می کنم یا یک روزی می فهمند.

 

Viva le cinema

A PURE FORMALITY

نام: تشریفات ساده (A Pure Formality)
کارگردان: جوزپه تورناتوره
بازیگران: ژرار دوپاردیو، رومن پولانسکی
زمان: 108 دقیقه
محصول: 1994 مشترک ایتالیا - فرانسه

     مردی در یک شب طوفانی٬ خود را از میان جنگل به اداره پلیس می رساند. پلیس در مورد قتلی که در همان شب اتفاق افتاده٬ به او مشکوک شده و از او بازجویی می کند. بازپرس در خلال بازجویی متوجه می شود که او نویسنده ی معروف و مورد علاقه اش اونوف است و به همین دلیل از سخت گیری نسبت به او می کاهد. اونوف سعی می کند در یک فرصت مناسب فرار کند اما دوباره گرفتار می شود و بازجویی با شدت بیشتر ادامه پیدا می کند. اونوف همه چیز را تا یک ساعت قبل از جنایت به یاد دارد ولی در مورد جنایت فقط صحنه های مبهمی از ذهنش می گذرد. بازپرس به اونوف کمک می کند تا جنایت را به یاد بیاورد...

     فیلم در ژانر جنایی٬ شروع می شود. جایی که بیننده با دیدن صحنه های مبهم و گذرا٬ درگیر جنایت انجام شده و چگونگی آن می گردد. با گذشت زمان شک ما -مانند بازپرس- به دروغ گویی اونوف بیشتر می شود(تناقض گویی اونوف٬ شستن خون از روی لباس در دستشویی اداره پلیس٬ فرار اونوف). اما ناگهان گونه ی فیلم تغییر کرده و در یک چهارم پایانی شاهد یک فیلم هنر/ ماوراء هستیم. اونوف خودکشی کرده و اداره پلیس برزخی است٬ برای یادآوری نحوه ی مرگ افراد و آماده سازی آنها برای مقصد بعدی.
    
بیشتر قوت فیلم٬ بر روی اجرای استادانه ی دیالوگهایی است که بین اونوف(ژرار دوپاردیو) و بازپرس(رومن پولانسکی) در جریان است. کارگردان(تورناتوره) بیشتر با فیلم های نئورئالیسم خود٬ شناخته شده است(مالنا٬ سینما پارادیزو) اما به خوبی از پس این فیلم چند گونه ای (رئالیسم / سورئالیسم) برآمده است. اگر از فیلم های حس ششم و دیگران لذت برده اید دیدن ای فیلم را از دست ندهید.