-
باور کن !
یکشنبه 20 بهمن 1387 09:30
یادت باشد من اینجا کنار همین رویاهای زود گذر به انتظار آمدن تو خط های سفید جاده را می شمارم ... "شراره شهابی"
-
تکنولوژی و ... !
دوشنبه 14 بهمن 1387 08:36
اگر اینترنت کمی تا قسمتی پر سرعت در اختیاردارید ، لینک زیر را حتما ببینید ! عکسی کم نظیر از مراسم تحلیف ریاست جمهوری اوباما ، با قابلیت زوم عالی . حتما زوم کنید . تا خیلی چیزا رو ببینید : تکنولوژی ، .... ! اینجا رو بیبین !! در ضمن اگر لطف کنید و هرچیزی به غیر از تکنولوژی در این عکس می بینید ، برای ما هم بنویسید ازشما...
-
سلام , خداحافظ
جمعه 4 بهمن 1387 01:51
سلام , خداحافظ چیزی تازه اگر یافتید بر این دو اضافه کنید تا بل باز شود این در گم شده بر دیوار.... "حسین پناهی"
-
شعری برای تو !
یکشنبه 22 دی 1387 23:44
پس از سفرهای بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای توفان خیز ، برآنم که در کنار تو لنگر افکنم بادبان برچینم پارو وانهم سکان رها کنم به خلوت لنگرگاهت درآیم و در کنارت پهلو گیرم آغوشت را بازیابم : استواری امن زمین را زیر پای خویش. شعر از مارگوت بیکل ترجمه :احمد شاملو
-
شاید هوای زیستنم را عوض کنم
شنبه 7 دی 1387 08:24
باید که لهجه کهنم را عوض کنم این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب شمع قدیم سوختنم را عوض کنم هرشب میان مقبره ها راه می روم شاید هوای زیستنم را عوض کنم بردار شعر های مرا ، مرهمی بیار بگذار وصله های تنم را عوض کنم بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود از من مخواه تا کفنم را عوض کنم من که هنوز خسته...
-
درد وطن
یکشنبه 1 دی 1387 10:21
ز اظهار درد ، درد مداوا نمی شود شیرین دهان به گفتن حلوا نمی شود درمان نما ، نه درد با پا زمین زدن این بستری ز بستر خود پا نمی شود می دانم ار که سرخط آزادگی ما با خون نشد نگاشته ، خوانا نمی شود باید چنین نمود و چنان کرد چاره جست لیکن چه چاره ، با من تنها نمی شود تنها منم که گر نشود حکم قتل من : حاشا ! چنین معاهده امضا...
-
محکوم میکنیم
دوشنبه 25 آذر 1387 09:35
' رییس سازمان بسیج اصناف کشور گفت: به منظور حمایت ازمردم مظلوم غزه ، تمام بازارهای کشور صبح دوشنبه ( 25/09/87 ) تا ساعت 10 صبح تعطیل خواهد بود. ' آخه مرد حسابی ، مگه روزای دیگه ، بازاریها زودتر از ساعت 10 مغازشونو باز میکنن ؟؟؟!!! در ادامه ، تصویر یکی از بازاریان تهران را می بینید که به صورت سمبلیک ، در حال محکوم...
-
چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
شنبه 23 آذر 1387 09:54
برای پرهیز از انواع عقاید احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازمیدارد : اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن میشود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو میتوانست از این باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقایان دارند...
-
کیفر - سالروز تولد احمد شاملو 21 آذر
پنجشنبه 21 آذر 1387 12:30
در اینجا چار زندان است به هر زندان دوچندان نقب، در هر نقب چندین حجره، در هر حجره چندین مرد در زنجیر... از این زنجیریان، یک تن، زناش را در تبِ تاریکِ بهتانی به ضربِ دشنهیی کشتهاست. از این مردان، یکی، در ظهرِ تابستانِ سوزان، نانِ فرزندانِ خود را، بر سرِ برزن، به خونِ نانفروشِ سختِ دندان گرد آغشتهاست. از اینان، چند...
-
فرازهایی از زندگی
دوشنبه 18 آذر 1387 16:57
منتور بزرگ: برشت می فرماید: از دست من کار زیادی بر نیامد، اما بی من، صاحب قدرتان آرامیده تر بودند. منتور حقیر: سیاست پدر و مادر ندارد استاد راهنمای خجالتی: شماها هنوز جوونید!!! تاکسی دهه شصت: بحث 30 یا 30 ممنوع اینترنت دهه هشتاد: مشترک گرامی.... 4WD: اهووی! شما با هم چه نسبتی دارید؟ صدا و سیما: کوچولو، چشمات ضعیف...
-
A la recherche du temps perdu
یکشنبه 17 آذر 1387 12:15
۴ روز از تولد ۳ سالگی وبلاگمان گذشت. هر چه قدر شایان از جزیره اش گفت٬ باز هم گشت ارشاد در خیابان ها می چرخد هر چه قدر امین از شاملو خواند٬ باز هم سنگ قبری مزار استاد را تاب نیاورد هر چه قدر محسن از سیاست گفت٬ باز هم ... سانسور؟؟!!! هر چه قدر نادر از اورول خواند٬ باز هم مشتی گوسفند در مزرعه می چرند هر چه قدر از سینما...
-
خوش خیال کاغذی !
پنجشنبه 7 آذر 1387 09:53
دستمال کاغذی به اشک گفت: قطره قطرهات طلاست یک کم از طلای خود حراج میکنی؟ عاشقم با من ازدواج میکنی؟ اشک گفت: ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی! تو چقدر سادهای خوش خیال کاغذی! توی ازدواج ما تو مچاله میشوی چرک میشوی و تکهای زباله میشوی پس برو و بیخیال باش عاشقی کجاست! تو فقط دستمال باش! دستمال کاغذی، دلش شکست گوشهای...
-
سکوت !
شنبه 2 آذر 1387 14:05
گفتم : بهار خنده زد و گفت: ای دریغ دیگر بهار رفته نمی آید گفتم:پرنده گفت: اینجا پرنده نیست! اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست گفتم:درون چشم تو دیگر...؟ گفت: دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست اینجا بجز سکوت سکوتی گزنده نیست! منبع : اندیشه های یک فکر
-
دلتنگی آدمی !
چهارشنبه 29 آبان 1387 13:49
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد و هر دانه برفی به قطره اشکی نریخته می ماند. سکوت! سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده! اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های به زبان نیامده. در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو! و من! "احمد شاملو"
-
آی آدم ها !
چهارشنبه 22 آبان 1387 10:43
به مناسبت تولد نیما ، ۲۱ آبان : آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر در آب دارد می سپارد جان یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا توانایی بهتر را پدید...
-
پاییز
پنجشنبه 16 آبان 1387 07:55
پاییز جان ! چه شوم ، چه وحشتناک رفتند مرغکان طلایی بال از سردی و سکوت سیه خستند وز بید و کاج و سرو نظر بستند رفتند سوی نخل ، سوی گرمی و آن نغمه های پاک و بلورین رفت پاییز جان ! چه شوم ، چه وحشتناک اینک ، بر این کناره ی دشت ، اینک این کوره راه ساکت بی رهرو آنک ، بر آن کمرکش کوه ، آنک آن کوچه باغ خلوت و خاموشت از یاد...
-
زخمههای ِ درد
شنبه 11 آبان 1387 13:41
کاش میشد تمامی ِ دستنوشتهها تمامی ِ عکسهای ِ رنگورویباخته تمامی یادگارهای ِ چینی و چوبی و کاغذی و تمامی ِ یادهای ِ اندوخته از روزگار دور و نزدیک را، که چونان آیههای ِ خاکستری ِ درد و آهنگ ناخوش و گوشخراش ِ سازی ناکوک بر روح و جان زخمه میزنند، در باران شست تا نماند هیچ خط و هیچ نشان از گذشته و رفته از...
-
ذهنیت ها !
چهارشنبه 8 آبان 1387 12:59
کسانی که میتوانند تو را به چرندیات معتقد کنند، میتوانند تو را مجبور به انجام کارهای وحشیانه کنند. "ولتر" پیامبرانی که مسلح شدند، پیروز شدند، و پیامبرانی که سلاح نداشتند از یادها رفتند. "ماکیاولی" وقتی من بچه بودم هرشب از خدا میخواستم که یک دوچرخه به من بدهد، سر انجام فهمیدم که کار خدا اینجوری نیست،...
-
The Memory of You
دوشنبه 29 مهر 1387 11:11
Amintirea ta The memory of you (by Liviu Guta & Florin Salam) Aseara te-am simtit Last night I felt you N-ai vrut sa te sarut You didn't want me to kiss you Plangeai usor pe perna You were crying softly on the pillow Ca dormi te-ai prefacut You were pretending to sleep Abia de dimineata But it was in the morning...
-
این و آن
سهشنبه 23 مهر 1387 14:12
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 نکته : در لحظاتی که محمود احمدی نژاد ، رییس جمهور زنگبار را بدرقه می کرد،سید محمد خاتمی در هتل استقلال تهران در حال استقبال از کوفی عنان،رومانو پرودی،بندویک،فدریکو مایور،خانم رابینسون ودهها شخصیت علمی وسیاسی از جهان بود . حالا وقت انست که یکی از ادعاهای اقای احمدی...
-
شعر طنز
شنبه 20 مهر 1387 08:53
سه پلشت آید و زن زاید و مهمان برسد عمه از قم برسد خاله زکاشان برسد خبر مرگ عمقلی برسد از تبریز نامه ی رحلت دایی ز خراسان برسد صاحب خانه و بقال محل از دو طرف این یکی رد شده پشت سرش آن برسد طشت همسایه گرو رفته و پولش شده خرج به سراغش زن همسایه شتابان برسد هر بلائی به زمین می رسد از دور سپهر بهر ماتم زده ی بی سر و سامان...
-
استودیوی شماره ی ۵۴
چهارشنبه 17 مهر 1387 12:41
در هفت سال گذشته هر بار و همیشه که به او زنگ می زنم، در منزل است. در هفت سال گذشته شاید هفتاد بار به او زنگ زده ام و در این مدت، او همیشه گوشی تلفن را برداشته است. تماس های تلفنی من با او بی قاعده و به یک معنا از روی تصادف اتفاق میافتد. روراست: هر موقع که عشقم بکشد، به او زنگ می زنم. انگشتم را که هفت بار روی دگمة...
-
به احترام تو !
دوشنبه 15 مهر 1387 09:14
جنازه ای شده ام روی دست ها مانده نمی پذیردم انگار خاک وا مانده حریر نیلی یکدست آسمان در قاب، پرِ پرندگی ام آی زیر پا مانده بریده از همه چیز و کشیده از همه کس مهم نبود از اول که مرده یا مانده... جنازه ای شده ام راه می روم گاهی میان خاطره هایی که از تو جا مانده وطن که کوچهء بن بست نامرادی هاست و خانه ای که در آن یک جهان...
-
دلق ارزق فام - سعدی
دوشنبه 8 مهر 1387 09:16
برخیز تا یکسو نهیم این دلق ارزق فام را بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوی نام را هرساعت ازنو قبله ای با بت پرستی میرسد توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را می با جوانان خوردنم باری تمنا می کند تا کودکان در پی فتند این پیر دردآشام را از مایه بیچاره گی ، قطمیر مردم می شود ماخولیای مهتری ، سگ می کند بلعام را زین تنگنای...
-
دعا
یکشنبه 7 مهر 1387 09:10
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 خدایا ! ماه رمضان را مانند جام جهانی ، هر چهارسال یکبار ، و هر بار در یک کشور قرار بده . ایران را نیز در همان دور مقدماتی ، حذف فرما . آمین
-
وداع می کنم
پنجشنبه 3 مرداد 1387 09:51
وداع می کنم با تو تویی که چشمانت همیشه با دلم سخن داشت ... گلم ... دلم ... این روزها از همیشه بی قرارترم مانند پاییز که لحظه لحظه باران را انتظار می کشد ... ما نه خط های موازی بودیم نه متقاطع من و تو فقط دو خط بی ریا بودیم دو خط کم رنگ شاید پر رنگ ... خط های تو همیشه خط های بی رنگ مرا انتظار می کشید ... و خط های...
-
زندگی خوابها
یکشنبه 30 تیر 1387 16:27
* بعضی وقتها فکر می کنم دنیای اطراف ما توسط هاله ای احاطه شده که ما نمی بینیمش ولی همه چیزو به هم مرتبط می کنه. یه چیزی مثل هوا ، ولی فراتر از اون ؛ چیزی که فراتر از دنیای ماده ، دنیای ماوراء رو به هم وصل می کنه. شاید برات پیش اومده که به یکی فکر می کنی، بعد بهت زنگ بزنه ، یا برعکس ، به یکی زنگ بزنی و بگه : دل به دل...
-
خط نوشتم که خر کند خنده
یکشنبه 26 خرداد 1387 09:11
فاتح شدم خود را به ثبت رساندم خود را به نامی در یک شناسنامه مزین کردم و هستیم به یک شماره مشخص شد پس زنده باد 678 صادره از بخش 5 ساکن تهران دیگر خیالم از همه سو راحت است آغوش مهربان مام وطن پستانک سوابق پر افتخار تاریخی لالایی تمدن و فرهنگ و جق و جق جقجقه قانون ... آه دیگر خیالم از همه سو راحتست از فرط شادمانی رفتم...
-
آرزوهایی که حرام شدند !
چهارشنبه 22 خرداد 1387 12:16
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم لستر هم با زرنگی آرزو کرد دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد بعد با هر کدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی بعد با هر کدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواست که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا......
-
انتظار تو !
چهارشنبه 8 خرداد 1387 11:13
قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود ... و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطارِ رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاهِ رفته تکیه داده ام ! ... قیصر امینپور * نقل از عاشقانه