در دنباله مشکل ادبی! که برای من پیش آمده بود رفتم و رفتم تا رسیدم به لرد بایرون و شعر زندانی شیلون او که می فرماید:
![]()
There are seven pillars of Gothic mould
In Chillon's dungeons deep and old
There are seven columns, massy and grey
Dim with a dull imprison'd ray
و از سه زندانی می گوید که خود هم یکی از آنهاست و به ستونها زنجیر شده اند:

Three were in a dungeon cast
Of whom this wreck is left the last
و حالا می فرمایند که شعر کیفر (در اینجا چهار زندان است) از شاملو با توجه به این شعر باز سرایی شده است؟؟!!
دوستان ادبیات شناس و شاملو پرور ممکن است این کمترین را از جهل و ظلمت در آورند که ممکن است چنین چیز بی ربطی مرتبط باشد!؟
همکنون نیازمند یاری ادبی شما هستم.

دوستان! بنده برخورد عجیبی داشتم با یک چکامه (ballad) از ساموئل تایلور کلریج با عنوان The Rime of Ancient Mariner یا سرود دریانورد کهن. این عنوان سریعاً بخشی از شعر مسافر سهراب را به ذهنم آورد (هنوز در سفرم. خیال می کنم در آبهای جهان قایقی است و من مسافر قایق، هزاران سال است سرود زنده دریانوردان کهن را به گوش روزنه های فصول می خوانم...)
می خواستم بدانم کسی از دوستان راجع به ارتباط احتمالی این دو چیزی شنیده یا خوانده است؟

چراغ سینما هنوز روشن است!
- تهیه کننده های سینمای ایران شب خوابیدن و صبح که بیدار شدن دیدن 350 هزار تومان آمده روی قیمت تبلیغات فیلم در بیلبوردهای شهرداری تهران؛ به نشانه اعتراض بیشتر فیلم های در حال اکران٬ تبلیغات خود را پایین کشیدند و شهرداری که کاملاً خوشحال به نظر می رسید با چند برابر قیمت آنها را به تبلیغات کالاهای گران تر اختصاص داد.
- یادم است در برنامه یک تجربه در مورد شباهت های زیاد فیلم "آژانس شیشه ای" حاتمی کیا و "بعدازظهر سگی" سیدنی لومت از او سوال شد و حاتمی کیا با تکذیب هرگونه تقلید، مدعی شد که ایده این فیلم را پیش تر از اینها در ذهن داشته است. باور کنید هیچ فایده ای ندارد که دوباره از حاتمی کیا در مورد شباهت های "حلقه سبز" با "بر فراز برلین / بالهای اشتیاق" یا "شهر فرشتگان" سوال کنید؛ ما همان جمله ای که حاتمی کیا در مورد مخملباف در شب شیشه ای گفت به خودش تحویل می دهیم که: "خدا عاقبت به خیرمان کند"
کاش می شد خاطر سخت ترا هم نرم کرد
با کلامی همنشین سایه ها را گرم کرد
کاش می شد در سکوت ممتد شبهای تار
بی فروغ آیینه مهتاب را دلگرم کرد
کاش می شد با سرود شعله های در سما
این پریشان خاطر افسرده را سرگرم کرد
کاش می شد در شب سرد زمستان وا نداد
یا قبای کهنه و پوسیده را از چرم کرد
کاش می شد ٬ کاش می شد ٬ نان نشد
دست خالی ؟ گردنش را جان پناه شرم کرد.
خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه .
گرچه می گویند: می گریند روی ساحل نزدیک ، سوگواران در میان سوگواران .
قاصد روزان ابری ، داروگ ! کی می رسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می ترکد
- چون دل یاران که در هجران یاران -
قاصد روزان ابری ، داروگ ! کی می رسد باران ؟ "داروگ - نیما "
* امروز سالروز تولد شاعر معاصر کشورمان شهریار است و روز ملی شعر نامگذاری شده . چرایی اینکار بماند .